
این قضیه و نقیصه البته منحصر به سینما نیست و سایر بخشهای فرهنگی را هم شامل میشود. بنابراین نه تنها در مورد زندگی بزرگان و مشاهیر فیلمی درخور توجه ساخته نشده بلکه در مورد زندگی بزرگان انقلاب و شهدای انقلاب و مدافع حرم هم فیلمی نمیبینید. مشکل اینجاست چیزی به نام اولویتبندی در اختصاص بودجههای دولتی به فیلمها وجود ندارد. بودجههای تخصیص دادهشده هم معمولا از طریق روابط مرسوم و ارتباطات است. در نتیجه در این مسیر خواست تهیهکننده و کارگردان است که تبدیل به فیلم میشود، نه نیاز جامعه، به این معنا که تولید در ایران از دغدغه و خواست تهیهکننده و کارگردان است که آغاز میشود و مدیر معمولا در اتاقش نشسته تا طرحی را تصویب کند و متعاقب آن و بر اساس ضوابط موجود بودجه اختصاص داده شود و تصمیمگیرنده مضمون فیلم نیست. سینمای ایران سینمای مولف است. یعنی چیزی ساخته میشود که خود هنرمند بخواهد. در سینمای ایران معمولا کارگردانها براحتی حاضر نیستند کارهایی که خارج از دایره ذهنیشان است، انجام دهند. در صورتی که در دنیا بسیاری از کارگردانها کارهایی سفارشی برای حفظ تاریخ و ارزشهای کشورهایشان انجام دادهاند.
بحث دیگر تغییر ذائقه مخاطب ایرانی است. در سینمای ما وقتی ذائقه مخاطب تغییر کرده دیگر نمیتوان از بخش خصوصی و دولتی توقع داشت که در این حوزه سرمایهگذاری کند که متعاقب آن با شکست تجاری روبهرو شود. ما انگار دیگر توانایی نگارش فیلمهایی که بتواند چنین مضامینی را دراماتیزه کند نداریم و صرفا توانایی نگارشمان رفته به سمت و سویی که مخاطب ببیند و بپسندد.
محمدحسین نیرومند
منتقد سینما
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
گفت وگوی اختصاصی تپش با سرپرست دادسرای اطفال و نوجوانان تهران:
بهروز عطایی در گفت و گو با جام جم آنلاین:
گفتوگوی «جامجم» با حجتالاسلام محمدزمان بزاز از پیشکسوتان دفاع مقدس در استان خوزستان