خبرها سنگینند و نگرانیها زیاد اما در بحبوحه همین اخبار، نباید از یاد ببریم که زمستان با همه سردیاش، فصل ایستادن و توقف زندگی نیست. ناامیدی شبیه سرمایی خزنده است. آرام میآید، بیصدا نفوذ میکند و اگر مراقب نباشیم تا عمق جانمان پیش میرود. در چنین شرایطی طبعا حفظ آرامش کار سادهای نیست اما ضروری است. آرام بودن نه به این معنا که نبینیم و نشنویم بلکه به این معنا که اجازه ندهیم اضطراب و استرس قدرت ادامه زندگی را از ما بگیرد.
زندگی زیباست، نه چون همیشه آسان است. زیباست چون در دل سختی هم میتوان دوست داشت و غرق در عشق شد. زیبایی زندگی گاهی در بخار نفسها در هوای سرد صبحگاهی است، در صدای قدم زدن روی برف تازه، در نوری که از آسمان ابری عبور میکند و به ما یادآوری میکند که خورشید هنوز آنجاست؛ آن بالا در آسمان.
در روزهای سخت، ما بیش از هر چیزی به آرامش نیاز داریم؛ آرامشی که از آگاهی میآید، از دوری از هیاهوی بیپایان خبرها و از مراقبت از ذهن و دلمان. وقتی دنیا ناآرام است، هر کدام از ما میتوانیم با یک کلام مهربان، با شنیدن بهجای قضاوت و با امید دادن بهجای ترساندن، پناه کوچکی از امنیت برای هم باشیم.
زمستان فصل با هم بودن است. فصل چای داغ، گفتوگوهای صمیمی و نگاههایی که بیشتر از کلمات معنا دارند. شاید شرایط سخت باشد اما میتوانیم بین خودمان جهانی گرم و صمیمی بسازیم؛ گرمایی با همدلی و امید و نباید فراموش کنیم که هیچ بحرانی نمیتواند این امید را از ما بگیرد، مگر اینکه خودمان تسلیم ناامیدی شویم.
این یادداشت کوچک دعوتی است به آرام ماندن، دعوتی است به دیدن زیباییهای آرام و واقعی زندگی، دعوتی است برای یادآوری اینکه زندگی همیشه و با تمام سختیهایش ارزش زیستن را دارد.
بیایید در این روزهای سرد زمستان به زندگی اعتماد کنیم، به آینده لبخند بزنیم و باور داشته باشیم که زندگی در جریان است و هنوز و همیشه زیباست.