فجر ۴۴ و روایت گمشده قهرمانان جنگ 
تحلیلی بر عملکرد فیلم‌های دفاع مقدسی حاضر در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر 

فجر ۴۴ و روایت گمشده قهرمانان جنگ 

نگاهی به فیلم «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری

قهرمانی در مسیری پر از چالش

فیلم کوچ به کارگردانی محمد اسفندیاری، تصویری صمیمی از دوران نوجوانی شهید قاسم سلیمانی ارائه می‌دهد، با تمرکز بر جزئیات زندگی عشایری. اما با وجود طراحی قدرتمند و فضاسازی دقیق، در نیمه دوم دچار افت ریتم و شعارزدگی می‌شود که از تاثیرگذاری نهایی آن می‌کاهد.
کد خبر: ۱۵۴۱۹۹۹
نویسنده ارشیا مجبی/ جام جم آنلاین

به گزارش جام جم آنلاین فیلم کوچ، نخستین تجربه بلند سینمایی محمد اسفندیاری، به شکلی نو و متفاوت به دوران کودکی و نوجوانی شهید قاسم سلیمانی پرداخته است. این فیلم، که در ابتدا به‌نظر می‌رسد بیشتر شبیه به یک مستند پرتره باشد، سعی در بازسازی بخشی از تاریخ دارد که کمتر به آن پرداخته شده؛ یعنی زندگی ابتدایی سردار دل‌ها قبل از آنکه به عنوان یک چهره شناخته‌شده در تاریخ ایران جا بیافتد. 

اگرچه این اثر در ساختار و اجرا به‌لحاظ هنری موفقیت‌هایی را به‌دست آورده است، اما از آنجا که به مقوله سینمایی به‌ویژه در زمینه روایت و ریتم نیازمند دقت بیشتری بوده، در برخی نقاط نتوانسته پتانسیل‌های خود را به شکلی کامل و تاثیرگذار به نمایش بگذارد.

نقاط قوت

در درجه اول، کوچ با طراحی صحنه و لباس بسیار قوی خود، توانسته تصویری دقیق و واقعی از زندگی عشایری و شرایط اجتماعی آن دوران ارائه دهد. سازندگان فیلم با دقت نظر زیادی به بازسازی فضای زندگی روستایی و عشایری پرداخته‌اند و این امر باعث می‌شود که تماشاگر به‌راحتی با شخصیت‌های داستان ارتباط برقرار کند. این پرداخت دقیق به جزئیات، از نحوه زندگی، پوشش مردم و حتی ابزار‌های روزمره‌شان، برای مخاطب این امکان را فراهم می‌کند که زندگی سخت و در عین حال زیبا و اصیل آنان را لمس کند.

طراحی صحنه و لباس از آن جهت مهم است که نشان‌دهنده‌ تعهد فیلمساز به بازنمایی واقعیت است و نه تنها به عنوان یک پس‌زمینه برای داستان، بلکه به‌عنوان یک عنصر اصلی در روایت داستان عمل می‌کند. بازیگران مبتدی و غیرحرفه‌ای که عمدتاً از دل همین فضا و میان مردم بومی انتخاب شده‌اند، در این زمینه به خوبی هدایت شده‌اند و توانسته‌اند با ظرافت نقش‌های خود را ایفا کنند. فیلمساز، حتی در مواجهه با فضا‌های باز و گله‌های دام، به‌خوبی از بستر طبیعت بهره‌برداری کرده و با استفاده از لانگ‌شات‌ها، فضایی را خلق کرده که مخاطب حس می‌کند در آن محیط حضور دارد.

از دیگر نقاط قوت کوچ، توجه ویژه به رابطه‌ پدر و پسر است. فیلم به‌دور از هرگونه اغراق و بزرگ‌نمایی، در تلاش است تا تصویری واقعی از این روابط به نمایش بگذارد. در ابتدا، این تعاملات عاطفی به‌گونه‌ای ظریف و غیرمستقیم پرداخته شده که باعث می‌شود تماشاگر به راحتی با آنها ارتباط برقرار کند و در دل داستان قرار گیرد.

نقاط ضعف

در مقابل این نقاط قوت، کوچ با چالش‌های فنی و ساختاری مواجه است که گاه کیفیت کلی اثر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. یکی از عمده‌ترین ایرادات فیلم، طولانی بودن آن است. فیلم بیش از حد کش می‌آید و به‌رغم داشتن یک داستان ساده و نسبتاً خطی، دچار تکرار و کش‌دادن صحنه‌ها می‌شود. این طولانی بودن، به ویژه در نیمه اول فیلم، باعث می‌شود که برخی از صحنه‌ها نه‌تنها احساسات مخاطب را به‌طور مناسب برنمی‌انگیزد، بلکه با از دست دادن ریتم، حالتی خسته‌کننده پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، فیلم در نیمه دوم به‌شدت دچار افت در انسجام روایی می‌شود. پس از یک شروع نسبتاً جذاب، که بر جزئیات زندگی روستایی و شخصیت‌پردازی‌های ساده تمرکز دارد، به ناگهان از مسیر طبیعی خود خارج می‌شود. در حالی که در نیمه اول، فیلم با بی‌پیرایگی و بدون تلاش برای بزرگ‌نمایی، به روایت داستان می‌پردازد، در نیمه دوم به سمت شعارزدگی و پیام‌گرایی مستقیم حرکت می‌کند. این تغییر لحن و فضای فیلم، باعث می‌شود که از پرداختن به داستان و شخصیت‌ها فاصله گرفته و به یک اثر تبلیغاتی تبدیل شود.

یکی دیگر از مشکلات ساختاری فیلم، عدم تعادل میان بخش‌های مختلف آن است. در حالی که اولین نیمه فیلم به‌خوبی توانسته فضا و داستان را بنا کند، نیمه دوم به تدریج دچار افت محسوس می‌شود. در واقع، فیلم به‌جای اینکه با افزایش پیچیدگی‌های دراماتیک و چالش‌های داخلی شخصیت‌ها پیش برود، با سرعت زیاد به پایان می‌رسد و این ناگهانی بودن پایانی، ارتباط عاطفی میان مخاطب و شخصیت‌ها را ضعیف می‌کند. این گسست در زمان‌بندی و توازن میان بخش‌های مختلف، یک ایراد جدی در ساختار فیلم است که مانع از انسجام کلی اثر می‌شود.

چالش‌های روایی و استراتژی‌های ساختاری

فیلم کوچ به‌رغم داشتن یک پتانسیل جذاب و داستانی جالب، به دلیل ضعف در ایجاد یک ساختار روایی منسجم و برنامه‌ریزی مناسب در طول زمان، نتوانسته به شکلی کامل به هدف‌های خود برسد. مدت‌زمان فیلم، که به بیش از دو ساعت می‌رسد، برای محتوای داستانی موجود بسیار طولانی است و این باعث می‌شود که بخش‌هایی از فیلم بی‌روح و تکراری شوند. در حالی که فیلم می‌تواند با کات‌هایی دقیق‌تر و تدوین بهتری این روند را سرعت ببخشد، در حال حاضر به شکلی دچار رکود شده است.

با وجود تلاش‌های قابل توجه در طراحی فنی و فیلم‌برداری، به‌ویژه در استفاده از فضای طبیعی، می‌توان گفت که عدم بهره‌برداری بهینه از این منابع، یکی از اشتباهات بزرگ فیلم است. کارگردان با پرهیز از بی‌رحمی در ویرایش نهایی فیلم، بسیاری از صحنه‌های اضافی را در کار باقی گذاشته که منجر به کاهش تاثیرگذاری کلی فیلم می‌شود.

کوچ فیلمی است که ایده‌های نو و متفاوتی را ارائه می‌دهد، اما در مسیر اجرا و روایت نتوانسته به شکلی یکپارچه و موثر خود را مطرح کند. طراحی صحنه و لباس و توجه به جزئیات فرهنگی و اجتماعی زندگی عشایری از نکات برجسته فیلم است. در عین حال، ضعف‌های ساختاری در نیمه دوم، طولانی بودن فیلم و گرایش به پیام‌رسانی تبلیغاتی، نقاط ضعف قابل توجهی هستند که از کیفیت کلی اثر می‌کاهند. این فیلم می‌تواند با بازنگری در تدوین و تغییرات در نیمه دوم، به یکی از آثار برجسته سینمای ایران تبدیل شود، اما در شرایط کنونی، همچنان از دستیابی به پتانسیل‌های کامل خود فاصله دارد.

نکات کلیدی

*طراحی صحنه و لباس عالی که فضای زندگی عشایری را به‌طور زنده و واقعی به تصویر می‌کشد.

*افت شدید ریتم و انسجام روایی در نیمه دوم که به فیلم آسیب جدی وارد کرده است.

*پیام‌گرایی و شعارزدگی در نیمه دوم که از ویژگی‌های طبیعی و سینمایی فیلم فاصله می‌گیرد.

*ساختار گسسته و طولانی بودن فیلم که نیاز به تدوین مجدد و حذف صحنه‌های غیرضروری دارد.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها