تحریف رسانه‌ای روایت اپستین

باید پدیده اپستین را عمیقا شناخت و وسیعا به مجالی برای گفت‌وگوی اسلامی در سطح ملی و منطقه‌ای بدل کرد. بسیج اساتید و علمای دانشگاه و حوزه‌ها، جامعه‌شناسان، سیاستمداران،متفکران اجتماعی وفرهنگی وسفر به میان مردم در سراسر ایران و نشست‌های همگانی مردمی و علمی برای شناسایی عمیق این فساد هولناک و دفاع از حکمرانی دینی، تکلیف ماست.
کد خبر: ۱۵۴۲۱۱۲
نویسنده احمد میراحسان | نویسنده و پژوهشگر
 
روحیه فشل و موانع غربگرایان را باید پشت‌سر گذاشت و حکومت ایران باید وظیفه راه انداختن یک جنبش فرهنگی ملی علیه فساد را در رسانه‌ها و به طور بلاواسطه در گردهمایی‌های مردمی، جدی بگیرد و نشان دهد علت دشمنی جهان کفر و قدرت‌های پلشت با انقلاب اسلامی، نظامی الهی و رهبری الهی و پاک آن درست اینجاست! تقابل صراط مستقیم و استقامت با حق و برای حق، طهارت و کرامت انسانی علیه صراط شیطان، سلطه نفس وسلطه گناه و فساد. وزارت فرهنگ و ارشاد، مساجد، دانشگاه‌ها و مدارس سراسر ایران باید به نشست‌هایی با حضور متفکران مبرز و علمای مشهور حوزه‌ها، اساتید سیاست و مطالعات فرهنگی و جامعه‌شناسان متدین که به هر شهر سفر می‌کنند، عمق این‌ پدیده را به گفت‌وگو بگذارند.
این ترویج و آگاهی‌گری باید بر شناخت ژرف استوار باشد.معرفت عمیق درباره جزیره اپستین چیست؟آیا باید دنباله‌رو بازی و وانموده رسانه‌های شیطان بزرگ باشیم؟ یا با نگاه قرآنی و بحث تخصصی و مبتنی بر پژوهش‌های وسیع و ارائه براهین و مدارک تاریخی، سیاسی و اجتماعی حقیقت عمیق را به آگاهی اجتماعی در ایران و منطقه و مسلمانان جهان و مردم دنیا بدل سازیم و از کشور خود و استان‌ها و شهرها شروع کنیم و رسانه‌ملی نقش بزرگ خود را ایفا کند. مردم باید دریابند و سربلند باشند که انقلاب اسلامی نظامی مبتنی بر پاک‌ترین سرپرستی و رهبری الهی و ولایت فقیهان متقی، پاکیزه، مومن و خردمند را تاسیس کرد و سلطه‌گری سرمایه‌سالاری جهان مدرن و استکبار جهانی صهیونی، رهبری اهل فحشا و متجاوزان حرامکار پلید را بر مردم غرب تحمیل نمود.
کهکشان تزویر، رسانه‌های جهانی سرمایه‌سالاری غرب، خدمتگزار زرپرستان جهانی یهودیت فرعونی، اکنون در حال اجرای نمایش و وانموده جزیره اپستین است. متاسفانه رسانه‌های غیرآمریکایی، داخلی و خارجی، گاه نادانسته و گاه به سبب سنخیت با شیطان بزرگ، درخبررسانی وروایت اپستین مسیر بلندگوی قدرت مخفی رهبری‌کننده این نمایش را به‌عهده می‌گیرند. بلندگویی که همه شبکه‌های اجتماعی و فضای خبری مجازی و رسانه‌های کاغذی و تصویری رادربر می‌گیرد. در این روایت، همه ماجرا از یک اتفاق «اتفاقی»، از یک شکایت دختری ۱۴ ساله و تجاوزشده از اپستین شروع می‌شود و به این رسوایی جهانی ختم می‌گردد و خوب اگر دقت کنیم، تاثیر روانی کل ماجرا، مبین و نشان قدرت خود تصحیح دموکراسی لیبرال غرب و آمریکا و ارزش‌های نهادینه آزادی بیان آمریکایی است!!!! چنین تصویری بلاهت‌بارتربن درک از نظام قدرت جهانی و حقیقت این ماجرا را ارائه می‌دهد. تصویری برای تحمیق و پنهان کردن حقیقت هولناک یک وانموده و یک امر دوزخی درباره تقدیر قدرت شیطانی در مدرنیته متاخر. باید بر طبق همه مدارک و اسناد درباره خصوصیات وجودی نظام بهره‌کشی و سلطه‌گری مخوف جهان موجود، این ماجرا را دنبال کرد: ماجرایی که وحشیگری، خشونت، فساد و زورگویی، روح عصیانی و متفرعن و خونریز وخودسر سازمان‌یافته نظام جهانی را فاش می‌سازد. رفتاری ضدبشری و دادگری، در قالب نظام سیاسی فریبکار و سرکوبگر و مناسبات سیستماتیک و ساختاری اقتصادی ستمگرانه و سیطره‌خواه را افشا می‌کند و نهاد‌های ملی و بین‌المللی حافظ امنیت این قدرت فرعونی، جنایت‌بار، ظالمانه جهانی و تبهکار و چتر مادی‌گرایی و ضدالهی جهان‌بینی و افق نظم مدرن و سرمایه‌سالاری جهانی را از یک سو و قدرت طراحی برای اداره نظام استثماری و اسراف اترافی و مصرفگرایی تکنولوژیک بی‌مهار و کالایی کردن همه چیز از شرافت و اخلاق تا خصوصی‌ترین مناسبات جنسی و ترویج سیستماتیک و ساختاری فحشا و حرامکاری و زیر پا نهادن اصول الهی و حتی عقلی در مناسبات فردی و اجتماعی و رواج انواع فسادها به صورت قانونی و زیرزمینی مخفی در عالی‌ترین نهادهای قدرت را رسوا می‌نماید، اعمالی که از کشتار کودکان و نسل‌کشی و آدمخواری تا همجنس‌گرایی تا تجاوز به محارم و کودکان و تعویض همسران در پارتی‌های جنون‌بار و... را دربر می‌گیرد.
آیا تقلیل پدیده اپستین و پایتخت حقیقی جهان قدرت مدرن، جزیره اپستین، این پایگاه نمایش وهم قتل خدا و نیست‌انگاری مدرنیته که نیچه آن را پیش‌بینی می‌نماید و با اشتیاق از آن خبر می‌دهد، به یک فساد شخصی، فساد یک سرمایه‌دار یهود منفرد آمریکایی، تماما یک تقلب و دروغ وقیحانه و احمقانه نیست؟ آیا این تقلیل خود یک وانمود شیطانی نیست؟ و نقش آن پنهان کردن ابعاد ایدئولوژیک و سیاسی و اخلاقی نظام قدرت جهانی به‌شمار نمی‌آید؟ آیا با تحقیق درخصوص رفتارشناسی یهودیت جهانی و نسبت آن با طلیعه پیدایش قدرت سرمایه‌سالاری جدید و قدرت استعماری و سلطه‌خواه از جنگ‌های صلیبی تا رنسانس و از رنسانس تا عصر انقلابات دموکراتیک و از قرن ۱۸ تا توسعه مدرنیته قرن ۱۹ و همه فساد و تباهی قرن بیستمی سلطه آمریکایی نباید، زمینه جزیره اپستین چون روح قدرت مدرن را شناسایی نمود؟ همه نقش یهودیت فراماسونی و صهیونی تاریخی یهود و نظام تلمودی و شبکه‌سازی فسادپروری عصر جدید یهودیت سامری باید در آینه جزیره اپستین و ریشه‌هایش جست‌وجو شود. نقش یهودیت از فساد فئودالیسم کلیسایی و انکیزیسیون و عصر رنسانس تا پروتستانیسم مسیحی و اباحه‌گری و وحی‌زدایی و انسان‌خدایی تا وحشی‌گری استعمار پرتغال، اسپانیا، فرانسه بناپارت، انگلیس، ایتالیا و فاشیسم آلمان و به‌ویژه خصوصیات نظام استعماری قرن ۱۹ روسیه و انگلیس و امپریالیستی قرن بیستم آمریکا و نظام جهانی‌سازی آمریکایی پس از جنگ‌جهانی دوم و خصوصا نظام یکجانبه‌گرایی پس از دهه نود میلادی و فروپاشی سوسیال امپریالیسم شوروی، تا بکجانبه گرایی آمریکایی تا فروپاشی امروزی، نقش یهودیت باید پیگیری سود تا برسد به جزیره و پدیده اپستین.
ندیده گرفتن نهانکاری فسادپرورانه صهیونی برای تفوذ و برده کردن قدرت‌های بزرگ و استفاده از نیرویشان به سود سلطه یهودیت و اداره دنیا امری خیالی نیست و بر مستندات تاربخی استوار است.یهودیت فرعونی اقلیتی است که تنها با فاسد کردن مردم دنیا مثل حیوانات و فاسد کردن و نفوذ در حکومت‌های قدرتمند، و برده کردن رهبران می‌تواند بر دنیا حکومت کند و کفر و ظلم‌را نهادینه سازد .

پس به جزیره اپستین به دلخواه صهیونیسم و رسانه‌های صهیونی نگاه نکنیم و با دقت بر واقعیات تحولات و امر تغییر جهانی، عمیق‌تر به آن بیاندیشیم و ابعادش را درست تفسیر کنیم . این ابعاد در این افق جهانی قابل تحقیق است:

۱_
ایجاد محیطی برای گروگان گرفتن قدرت‌های فاسد و برده کردن و دراختیار گرفتن شان بوسیله قدرت پشت پرده بهودیت جهانی و قدرت‌های اصلی اداره کننده جهان ار روتچیلد‌ها و راکفلر‌ها گرفته تا مورگانه و ادلسون‌ها. و اپستین این سرمایه دار یهود آمریکایی تنها کارگزار اربابان خود است نه آدم اصلی .

۲_
 جزیره اپستین سناریو و نمایش و نقطه ای از ضرورت تغییر نظام جهانی و جریان تغییر جهانی و تاسیس یک نظام ملحد واحد حکمرانی استثماری واحد و پایان دولت _ ملت‌های پدید آمده در انقلابات بورژوایی قرن هیجده (انقلاب آمریکا، فرانسه، ایتالیا، انقلاب صنعتی انگلیس، انقلاب مشت آهنین بیسمارک در آلمان و...) است .

۳_ 
اقناع مردم آمریکا به دست شستن از نظم در حال افول ابر قدرتی ملی به سبب فساد چاره ناپذیر و تن دادن به پروژه یهودیت حهانی که همواره بی وطن بوده و امروز رویای قدرت فراملی جهانی و پذیرش نظم گفتار قدرت استکباری جدید فراملی و نظام واحد جهانی را می‌پرورد .

۴_ 
مهمتر از همه حک کردن فرهنگ شیطانی و فساد هولناک و عادی سازی وحشیانه ترین مناسبات ضد الهی و جنگ باخدا و پیشبرد طرح ابلیس و عادی سازی این روابط ضد انسان در ذهنیت مردم و کاشتن دانه‌های شالوده شکنی و حذف هر نشان از اخلاق فطری و مذهبی برای ساختن نظام شیطانی آتی است 

۵_
 دراین‌بین بازی دو‌جناح سرمایه داری ملی‌وجهانی سازی درآمریکاودعوای شان ونقش جریان‌حهانی‌سازی در رسواکردن جریان وحشیگری ملی گرایانه ترامپ را نه حدی بلکه ابزار گیم بزرگ یهودیت جهانی پشت پرده باید به حساب آورد.

متاسفانه رسانه‌های ما اکثرا جز موارد استثنائی به تروبج و تبلیغ وسیع حقایق جزیره اپستین توجه ندارند. اداره فرهنگ و ارشاد، مساجد، رسانه ها، دانشگاه‌ها و مدارس اساتید و.... در سطح ملی باید به جهاد تبیین از منظر اسلامی در این مورد بپردازند و از آن در سخنرانی‌ها بوسیله دانشگاهیان و علمای بزرگ که به شهرها روانه می‌شوند، فرصتی برای بیان نقش نجاتبخش اسلام و ایمان الهی در مقابله با این پدیده‌های هولناک فرهنگ کفر مدرن و افشای ماهیت قدرت‌های حاکم‌بر جهان و نقشه‌های استکباری برای گسترش عمومی فساد ضد انسان با رهبری ابلیس و شیطان بزرگ بپردازند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها