با دکتر رضا ملک‌زاده، وزیر اسبق بهداشت در دوران سازندگی

بیمه‌ها باید به وزارت بهداشت برگردد

حیاط بیمارستان شریعتی تهران مثل همیشه غلغله است، اما ساختمان مرکز تحقیقات گوارش و کبد که در گوشه‌ای از حیاط بیمارستان بالا رفته، دنج دنج است. دکتر رضا ملک‌زاده در این ساختمان کار می‌کند؛ پزشکی که نه‌فقط به واسطه داشتن مدرک فوق‌تخصص گوارش و کبد معروف است، بلکه از روزی که نامش در کنار نام حسن روحانی شنیده شد، معروف‌تر نیز شده است. او مشاور رئیس‌جمهور منتخب در حوزه سلامت است، اما خودش این عنوان را زیاد نمی‌پسندد، چون می‌گوید آن‌قدر وقت نداشته که به رئیس‌جمهور مشاوره بدهد.
کد خبر: ۵۷۹۷۲۸
بیمه‌ها باید به وزارت بهداشت برگردد

ولی به هر حال او حتی اگر به حسن روحانی مشاوره هم نداده باشد، خودش بتنهایی در حوزه بهداشت و درمان یک وزنه است؛ پزشکی که در دولت سازندگی وزیر بهداشت بوده و حالا هم به نظر می‌رسد برای تصدی پست وزارت بهداشت مورد پسند رئیس‌جمهور آینده است. البته ملک‌زاده به وزارت تمایلی ندارد و مثل کسی می‌ماند که چیزی را دودستی تعارفش می‌کنند، اما او از آن چیز می‌گریزد، با این حال شاید او وزیر شود، اما اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، حرف‌های او در گفت‌وگو با جام‌جم می‌تواند برای وزیر بهداشت بعدی راهگشا باشد.

عده‌ای شما را ژنرال حوزه بهداشت و درمان می‌دانند، آیا با این عنوان موافقید؟

واقعا نه. من این عنوان را دوست ندارم، چون من هم یکی از کسانی هستم که در بخش بهداشت و درمان بویژه در آموزش و پژوهش پزشکی کار می‌کنم و خوشبختانه حوزه بهداشت و درمان کشور از بخش‌هایی است که بهترین و متخصص‌ترین نیروها را در اختیار دارد و من هم فقط یکی از آنها هستم.

شکسته نفسی می‌کنید؟

نه، عین حقیقت را می‌گویم.

اما آنها که شما را ژنرال می‌دانند، به این علت این لقب را به شما داده‌اند که معتقدند شما یک سر و گردن از بقیه گزینه‌های تصدی پست وزارت بهداشت بالاترید. به این هم اعتقاد ندارید؟

نه واقعا. الان مشکل اصلی ما در بخش بهداشت و درمان این نیست که چه کسی وزیر شود، بلکه مساله این است که باید موضوع سلامت در دولت یک اولویت باشد و تولیت امر سلامت به طور کامل در اختیار وزارت بهداشت قرار بگیرد. اگر این امر تحقق پیدا نکند، هر کسی هم که وزیر باشد، ممکن است نتواند توفیق پیدا کند. همه دولت‌های دنیا که مردم‌سالارند و به رفاه مردم اهمیت می‌دهند، به دو چیز خیلی بها می‌دهند؛ یکی آموزش و دیگری بهداشت. ما طی سال‌های بعد از انقلاب فعالیت‌ها و دستاوردهای خیلی خوبی در بخش بهداشت و درمان داشته‌ایم، اما این موضوع هیچ وقت اولویت شماره یک دولت‌ها نبوده و تا وقتی این موضوع تحقق پیدا نکند، نمی‌توانیم خیلی موفق باشیم.

فکر نمی‌کنید یکی از دلایل آن این بوده که فرد درست به معنی بهترین گزینه موجود در این پست گمارده نشده است؟

نه قبول ندارم، چون در شرایط و دوره‌های مختلف افراد بسیار خوب و قوی در وزارت بهداشت فعالیت کرده‌اند. البته ممکن است در برخی دوره‌ها افراد ضعیفی هم در این جایگاه بوده‌اند، اما واقعیت این است که از بعد از انقلاب قوی‌ترین وزرا در وزارت بهداشت حضور داشته‌اند. این افراد خیلی هم تلاش کردند، اما من که از نزدیک شاهد امور بودم، مشکل را از این می‌دانم که موضوع بهداشت و سلامت هیچ‌گاه در اولویت دولت‌ها نبوده است. شما دولت انگلستان، کانادا و آمریکا را نگاه کنید. این دولت ها بویژه در دهه‌های اخیر سلامت را جزو اولویت‌هایشان قرار داده‌اند. این موضوع باید در دستور کار ما هم قرار بگیرد.

واقعیت این است که 75 درصد موضوعاتی که به سلامت مربوط است، بیرون از وزارت بهداشت است. مشکل‌ترین موضوعی که وزیر بهداشت با آن سرو کار دارد، داروست که اصلا ربطی به وزارت بهداشت ندارد. دارو نیاز به ارز، اعتبارات بانکی، گشایش اعتبار و تسهیلات گمرک و صنعت دارد، بنابراین مجموعه دولت باید در این چارچوب حرکت کند و به وزارت بهداشت کمک کنند، چون وزارت بهداشت در این بخش فقط یک سیاستگذار است، نه چیز دیگر.

من فکر می‌کنم باید در نظام جمهوری اسلامی بالاخره یک روز سلامت در اولویت قرار بگیرد. الان این یارانه‌ای که به مردم می‌دهیم، اگر به معنی واقعی کلمه بخواهیم به مردم خدمت کنیم و در جهت توانمندسازی‌شان حرکت کنیم، باید یارانه‌ها را به بخش بهداشت و سلامت هدایت کنیم. جامعه‌ای که اینها را داشته باشد، می‌تواند رشد کند و توانمند شود.

چرا در کشور ما سلامت هنوز جزو اولویت‌ها نیست، یعنی دولت‌های ما هنوز اهمیت بهداشت و سلامت را درک نکرده‌اند؟

به اعتقاد من، این موضوع به بینش دولت‌ها برمی‌گردد. مثلا دولتی که قصد سازندگی دارد، اجرای طرح‌های عمرانی را در اولویت قرار می‌دهد، اما سوال این است که اگر مردم در صدها اتوبانی که ساخته شده سوار خودروهای بی‌کیفیت شوند و مدام به کام مرگ بروند، آیا می‌توانیم ادعا کنیم برای سلامت مردم کاری کرده‌ایم؟ وقتی قرار است کشور را توسعه دهیم، باید به موضوعات مختلفی توجه کنیم از جمله به محیط‌زیست که با سلامت مردم ارتباط تنگاتنگ دارد، اما در کشور ما به این موضوع نیز اهمیت داده نمی‌شود.

ما شاید تجربه خوبی در سیاستگذاری در شروع انقلاب نداشته‌ایم که وضع‌مان این‌گونه است و به اعتقاد من، این روند باید کاملا بازنگری شود و آموزش و سلامت مردم در اولویت قرار بگیرد. اگر روی این دو موضوع کار کنیم، هر کسی که از بیرون به ما نگاه می‌کند، خواهد دید که جمهوری اسلامی تا چه حد برای مردمش کار کرده است.

من همیشه شرمم می‌آید که چرا باید در سال بیش از 20 هزار نفر در جاده‌ها کشته شوند، یعنی کشته‌هایی معادل تلفات یک سال جنگ. اصلا کسی متوجه این امر نیست. بیش از 200 هزار نفر هم در تصادفات زخمی می‌شوند و در نهایت همه بیمارستان‌ها را مقصر می‌دانند که باید به اینها رسیدگی کند. پس ما نباید فکر کنیم که با یک وزیر بهداشت مشکلات حل می‌شود؛ بلکه باید بینش‌ها تغییر کند.

بینش آقای رئیس‌جمهور منتخب در این باره چیست؟

من با جناب آقای رئیس‌جمهور تا به حال در این مورد زیاد صحبت نکرده‌ام، اما به اعتقاد من آموزش و سلامت جزو اولویت‌های آقای روحانی است.

زمانی که شما به ایشان مشاوره می‌دادید، آیا به این موضوعات و اهمیت آنها اشاره می‌کردید؟

من آنقدر فرصت نداشتم که به ایشان مشاوره بدهم. انتخابات امسال خیلی سریع برگزار شد و در میانه کار از من هم خواسته شد تا در این جمع حضور داشته باشم و چون آقای روحانی را از 20 سال پیش می‌شناسم و معتقد بودم در برهه فعلی، ایشان بهتر از گزینه‌های دیگر می‌تواند کار کند، این پیشنهاد را پذیرفتم. به اعتقاد من، بینش رئیس‌جهمور خیلی مهم است، همچنین افرادی که به عنوان تیم اقتصادی در کنار او قرار می‌گیرند. باور افراد هم چیزی نیست که در حرف مشخص باشد، بلکه عمل آنهاست که اهمیت دارد.

تصور ما رسانه‌ای‌ها این است که شما چون مشاور آقای روحانی در حوزه سلامت هستید، خیلی زیاد با ایشان صحبت کردید، اما حالا خودتان می‌گویید وقت مشاوره‌دادن نداشته‌اید. پس چرا خلاف این موضوع در افکار عمومی جاافتاده است و ما شما را مرد همه‌چیزدان و نزدیک به رئیس‌جمهور منتخب می‌دانیم؟

این را باید از شما خبرنگاران پرسید، چون این لقبی است که شما به من داده‌اید. من هم مثل همه کسانی که به آقای روحانی رای دادند، به ایشان رای دادم و یک بار هم با حضور در صداوسیما از ایشان حمایت کردم. من آقای روحانی را از گذشته می‌شناسم و خیلی با ایشان بحث و گفت‌وگو کرده‌ام و احساس می‌کنم ایشان به دیدگاهی که من مطرح کردم، خیلی نزدیک هستند. به نظر من، اگر شما با خود ایشان صحبت کنید، بهتر می‌توانید از دیدگاه‌هایشان باخبر شوید.

اگر به ما وقت ملاقات بدهند، با کمال میل می‌پذیریم. آقای ملک‌زاده نمی‌خواهم وارد بحث‌های سیاسی شوم، اما گفتید که به آقای روحانی رای داده‌اید. آیا این رای ربطی به حضور شما در کابینه آقای هاشمی رفسنجانی که شما در آن وزیر بهداشت بوده‌اید، دارد؟

آقای روحانی همیشه در صحنه سیاسی کشور فعال بوده‌اند. اولین باری که ایشان را دیدم، زمانی بود که امام قرار بود به ایران بیاید و جامعه روحانیت در مسجد دانشگاه تهران نشست داشتند و من هم به عنوان دانشجو، آقای روحانی را در آنجا مشغول صحبت دیدم و بعد از آن هم وقتی در مسئولیت‌های مختلف بودم، با ایشان رابطه داشتم مثل وقتی که وزیر بودم و آقای روحانی نماینده مجلس بود. بعدها هم این ارتباط حفظ شد.

شما تجربه یک دوره وزارت دارید. به نظر خودتان چه‌جور وزیر بهداشتی بودید؟ آیا کارنامه عملکردتان را قابل دفاع می‌دانید؟

من وزیر بهداشتی بودم که تلاش کرد در حد امکاناتی که در دسترسش بود، کار کند. البته آن زمان وزارت بهداشت خیلی قوی‌تر از الان بود. سازمان تامین اجتماعی زیر نظر ما بود و ما خودمان سازمان خدمات درمانی و بیمه همگانی را ایجاد کردیم.

آن زمان که من وزیر شدم، طرحی در مجلس بود و نمایندگان می‌خواستند تعداد زیادی بیمارستان در نقاط مختلف کشور ایجاد کنند. یکی از مشکلات جدی ما این است که خیلی‌ها فکر می‌کنند سلامت با درست کردن بیمارستان در یک شهر کوچک محقق می‌شود. من همیشه از این موضوع رنج می‌برم که می‌بینم در شهرهای کوچک بیمارستان وجود دارد، اما پزشکانی در آنجا نیستند که بتوانند در سطح بالایی طبابت کنند و در نتیجه کسی که از آن شهر مثلا دچار شکم درد می‌شود و به احتمال 80 درصد نیاز به عمل جراحی ندارد، بی‌خودی عمل هم می‌شود.

زمانی که من بیمارانی را می‌بینم که در بیمارستان شهرهای کوچک عمل شده‌اند و مشکل‌شان هنوز پابرجاست، آرزو می‌کنم که ای کاش آن بیمارستان اصلا نبود و بیمار به جایی منتقل می‌شد که می‌توانستند مشکلش را بهتر تشخیص دهند. بنابراین من در آن زمان که نمایندگان مجلس به دنبال ساخت بیمارستان در نقاط مختلف کشور بودند، آرزو کردم که بتوانم 700 مرکز بهداشتی و درمانی در روستاها ایجاد کنم و خدمات اولیه سلامت با حضور پزشک خانواده به مردم ارائه شود و البته یک سیستم انتقال تا بیمارانی را که نیاز به درمان بیشتر دارند، به مراکز دیگر منتقل کند.

من برای تحقق این آرزو با مرحوم نوربخش که آن زمان وزیر اقتصاد بود، صحبت کردم. البته آن زمان تامین هزینه‌های مربوط به این کار از بودجه کشور امکان‌پذیر نبود، اما آقای نوربخش مرا راهنمایی کرد که از بانک جهانی وام بگیریم و ما بالاخره موفق به دریافت این وام شدیم؛ وام 250‌میلیون دلاری با سود بسیار اندک.

به این ترتیب ما بنای ساخت 700 مرکز درمانی در مناطق روستایی کشور را گذاشیم و خیلی خوشحالم که الان همه آن مراکز ساخته شده و من حالا که ماهی دو بار برای کارهای تحقیقاتی به مناطق روستایی می‌روم، خوشحالم که این مراکز را می‌بینم، اما واقعیت این است برای این که سطح سلامت را بالا ببریم، این مقدار هم کافی نیست.

ما باید سیستمی را درست کنیم که تیم‌های پزشکی و درمانی که در این مراکز مستقر می‌شوند، آمادگی بیشتری داشته باشند و بهتر به سلامت افراد بپردازند. سلامت هم فقط این نیست که ما بگذاریم آدم‌ها مریض شوند و بعد درمانشان کنیم. به اعتقاد من، اگر ما در کودکی به افراد واکسن می‌زنیم و از بروز بیماری‌ها در آنها جلوگیری می‌کنیم، بعد از سی‌و‌پنج سالگی هم باید فشار و قند و چربی خونشان را کنترل کنیم. الان مهم‌ترین مساله سلامت ما مرگ‌ومیر ناشی از بیماری‌های مزمن است که البته این بیماری‌ها نیز قابل پیشگیری است.

زمانی که من در وزارتخانه بودم و با هم‌تیمی‌هایم کار می‌کردم، برای بالا بردن سطح سلامت افراد بویژه در مناطق روستایی تلاش زیادی کردیم. من قبل از این که وزیر شوم، رئیس دانشگاه شیراز بودم و پدرم که ناراحتی قلبی داشت، هیچ‌کس در ایران نبود که عمل جراحی بای‌پس را انجام دهد و مجبور شدم پدرم را برای عمل جراحی به خارج کشور ببرم، همان‌طور که همه ایرانی‌ها مجبور به این کار بودند، اما حالا تربیت نیروهای متخصص به حدی است که در کشور متخصص قلب بیش از نیازمان داریم و حتی در شهرهای کوچک می‌توانیم جراحی بای‌پس و پیوند انجام دهیم.

اینها را گفتم تا بگویم زمانی که وزیر بودم، در حد امکانات موجود و تا آنجا که می‌توانستم، کار انجام دادم و حمایت شخص آقای رئیس‌جمهور نیز فوق‌العاده موثر بود و ایشان با همه توان و نیرو از این برنامه‌ها حمایت می‌کردند، گرچه هنوز اولویت آن دولت هم سلامت نبود و بیشتر دنبال برنامه‌های سازندگی می‌رفت.

البته سازندگی و ارتقای توانایی‌ها و مهارت‌های افراد نیز بر سلامت جامعه اثر دارد، مثل این‌که زنان یک جامعه وقتی باسواد و آگاه باشند، بی‌شک نسلی دانا و آگاه تربیت می‌کنند که به سلامت نیز اهمیت می‌دهند. خلاصه این‌که به اعتقاد من، دستاوردهای نظام سلامت ما بسیار عالی است، بویژه اگر قرار باشد خودمان را با کشورهای اطرافمان مقایسه کنیم، البته نیاز امروز ما این است که این زیرساخت را درست مدیریت کنیم تا مردم بتوانند خدمات سلامت را با وضعی بهتر دریافت کنند.

در مصاحبه‌های متعدد گفته‌اید که احتمال وزیر شدنم صفر است و شما هم دعا کنید، وزیر نشوم. حالا اگر شما وزیر شدید فکر می‌کنید می‌توانید مشکلاتی را که از آن نام می‌برید، حل کنید؟

شرط اول این است که مشکلات ما در سطح کشور حل شود، چون بخش زیادی از مشکلاتی که در حوزه سلامت داریم، اصلا به وزارت بهداشت مربوط نیست و بیشتر به مسائل بین‌المللی برمی‌گردد. پس ما ابتدا باید مشکلات بین‌المللی را حل کنیم و با کشورهای دنیا ارتباط بهتری برقرار کنیم. ما باید بتوانیم مشکل تحریم‌ها را حل کنیم و وضع اقتصادی مردم را ارتقا دهیم، همچنین اعتبارات و بودجه‌های خوبی به حوزه سلامت بدهیم و تیم رئیس‌جمهور نیز سلامت را در اولویت تصمیمات خود قرار دهد. اگر این اتفاقات بیفتد، مشکل بهداشت و درمان حل می‌شود که اگر این‌چنین نشود، هر کسی هم در وزارتخانه قرار بگیرد، کار زیادی نمی‌تواند انجام دهد و شرمنده مردم خواهد شد.

من با شما موافقم، اما اگر بخواهیم این چنین موضعگیری کنیم، خواهیم دید که تمام ناکارآمدی‌های موجود قابل‌توجیه است. مثلا وزیر بهداشت کنونی یا شخص قبل از او که کاری از دستشان برنیامد و نمی‌آید علتش این بود که کشور تحریم است و مشکلات اقتصادی داریم. حرف من این است که آقای روحانی که با کلید برای باز کردن قفل‌ها وارد عرصه شدند و شما مشاور سلامت ایشان هستید، باید یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشید و حرف‌های دولت‌ها و وزرای قبلی را تکرار نکنید.

آقای روحانی با کلید می‌تواند قفل‌های اصلی کشور را باز کند و قفل اصلی بحث سیاست خارجی ماست. بله من هم موافقم که بخشی از ناکارآمدی‌ها ناشی از تحریم نیست، چون ما حتی در شرایط تحریم اگر مدیریت بهتری داشته باشیم، می‌توانیم بهتر از این کار کنیم، اما اگر قرار است ما یک تحول بزرگ در این حوزه ایجاد کنیم، باید مشکلات را در سطح کلان حل کنیم.

وضع فعلی دارو را ناشی از سوءمدیریت می‌دانید یا تحریم و فشارهای خارجی؟

در این بخش دست‌کم 70 درصد مشکلات ناشی از سوءمدیریت است که در سیستم اقتصادی و تصمیم‌گیری‌های بانک مرکزی ریشه دارد. الان ما بخش زیادی از داروها را در کشور تولید می‌کنیم، اما مواد اولیه آنها را بیشتر از خارج وارد می‌کنیم. پیش از این یک شرکت دارویی که قرار بود دارویی را تولید کند، با پرداخت 10 درصد از مبلغ، گشایش اعتبار می‌کرد؛ آن هم با ارز دولتی اما حالا این ارز حذف شده و به دارو ارز آزاد داده می‌شود. خب در این وضع چطور از یک شرکت دارویی کوچک می‌خواهیم 100 درصد این پول را بپردازد و بعد مواد اولیه را وارد کند و با آن دارو بسازد؟

این تصمیم را وزارت بهداشت نگرفته است و در بیرون این وزارتخانه این چنین نادرست تصمیم گرفته‌اند و نتیجه آن شده که بیماران بویژه آنها که بیماری‌های ویژه و حساس دارند به دارو دسترسی ندارند، البته به نظر من، بخشی از این تصمیمات نادرست به صورت تیمی گرفته نمی‌شود، بلکه به صورت فردی اتخاذ می‌شود.

می‌توانیم امیدوار باشیم که ارز دولتی در دولت آینده به بخش دارویی کشور برگردد؟

من نمی‌توانم این را بگویم، اما به نظرم موضوع بر سر قیمت ارز نیست، بلکه دولت باید مشخص کند چه میزان از قیمت دارو را خواهد پرداخت تا مردم بدانند آیا دولت قصد دارد یارانه‌ای را که به دارو می‌دهد، به میوه بدهد یا به خود دارو؟ دولت نباید یارانه‌ای را که باید به دارو بدهد، به صنعت یا دیگر بخش‌ها بدهد، اما حالا اینچنین است. به اعتقاد من، منطقی‌ترین راه خرج کردن یارانه، دادن آن به بیمه است، نه به صنعت چون ما باید اجازه دهیم صنعت کار خودش را بکند و البته از آن حمایت کنیم.

یکی دیگر از سختی‌هایی که مردم سال‌هاست تحمل می‌کنند، تحمیل بیش از 70 درصد از هزینه‌های درمان به آنهاست. آیا دولت جدید برای این موضوع تدبیری دارد؟

به نظر می‌رسد راه‌حل این موضوع این است که سیستم بیمه را فعال کنیم. مشکل ما در بخش بیمه‌ها ساختاری است و تا به حال هم نتوانسته‌ایم آن را حل کنیم. زمانی که وزیر بودم افراد برای جراحی قلب باید به خارج کشور می‌رفتند، من در این باره فکر کردم و فهمیدم بهترین راه این است که تعرفه‌های مربوط به بخش قلب و عروق را اصلاح کنم.

در این بخش 99 قلم تعرفه وجود دارد و من این تعرفه‌ها را 10 برابر کردم و چون مدیریت بیمه هم با خودم بود همه این اقلام را تحت پوشش بیمه بردم . نتیجه این شد که در یک مقطع زمانی کوتاه از نظر قلب و عروق خودکفا شدیم و موفق ترین بیمارستان های ما الان بیمارستان های تخصصی قلب است، چون در این بیمارستان ها پزشکان تمام وقت کار می کنند و دستمزدی که به آنها داده می شود کافی است و نیازی نیست چند جا کار کنند.

بنابر این ما باید کاری را که در رابطه با قلب و عروق و البته چشم انجام دادیم در بخش های دیگر هم انجام دهیم. ما بیش از 1400 نوع خدمات می دهیم که باید برای آنها تعرفه تعیین کنیم و اگر بتوانیم این تعرفه ها را واقعی کنیم و همه یارانه های دولتی را به بیمه بدهیم و بیمه هم تعرفه ها را قبول کند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. هدف ما باید این باشد که قشر ضعیف و متوسط جامعه را به طور کامل تحت پوشش قرار دهیم . به نظر من این در قالب بودجه و امکانات کشورمان نیز می گنجد و می توانیم چنین کنیم.

خب چرا تا به حال این کار را انجام نداده ایم؟

فقط این را بگویم وقتی تعرفه های قلب را در آن زمان بالا بردم بشدت برای لغو آن تحت فشار قرار گرفتم ، اما من جواب دادم که اگر من وزیرم این تعرفه ها را لغو نمی کنم . بعد از آن هم چند بار سیستم خواسته این تعرفه ها را عوض کند که خوشبختانه به هر دلیلی نکرده است.

چرا آن زمان که بحث داغ بود و شما توان اجرا داشتید همه تعرفه ها را یکباره بالا نبردید تا امروز مشکل نداشته باشیم؟

به علت همان فشارها که گفتم . من فقط برای انجام یک کاربشدت تحت فشار بودم و مسلما نمی شد همه کارها را یکباره انجام داد . البته قصدم این بود که تعرفه های قلب را به‌صورت آزمایشی بالا ببرم و اگر جواب داد آن را به بقیه بخش‌ها تعمیم دهم که متاسفانه عمر دولت ما خیلی کوتاه بود .

شما در صحبت هایتان مدام بر نقش بیمه ها در حوزه سلامت تاکید می کنید که البته تاکید درستی هم هست، اما واقعیت این است که بیمه های ما مثل ماهی هستند که دائم از دست لیز می خورند .

این ناشی از عملکرد دولت هاست . به نظر من بزرگترین خطا در دولت آخر آقای خاتمی یعنی دولت هشتم بروز کرد . این دولت سازمان خدمات درمانی و سازمان تامین اجتماعی را از وزارت بهداشت جدا کرد و به وزارت رفاه داد و به این ترتیب قدرت برنامه ریزی و سیاستگذاری را از وزارت بهداشت گرفت .

الان مشکل بزرگ این است که وزارتخانه تعرفه ها را تعیین می‌کند و بیمه ها باید آن را بپذیرند . وقتی تعرفه‌های قلب را بالا بردم بلافاصله بیمه ها را مکلف کردم که تعرفه ها را بپذیرند و برای همین است که می گویم بیمه خدمات درمانی ، تامین اجتماعی ، هلال احمر و بهزیستی باید زیر تولیت وزارت بهداشت باشند . البته منظورم این نیست که اینها ادارات وزارت بهداشت بشوند، بلکه اینها می توانند سازمان های مستقلی باشند که سیاستگذاری آنها با وزارت بهداشت است . اگر قرار است وزارت بهداشت متولی سلامت در کشور باشد باید ابزارهای اصلی را در اختیار داشته باشد .

شما با تجمیع بیمه ها موافقید ، چیزی که به آن سازمان بیمه سلامت می گویند ؟

مهم ترین نکته این است که ما همه مردم را بیمه کنیم ، الان ما حدود هفت میلیون نفر داریم که بیمه نیستند . از آن مهم تر این که کلمه بیمه و داشتن یک دفترچه نیست که مشکل ما را حل می کند، بلکه ما به یک بیمه کارا و معتبر که تعرفه ها را قبول داشته باشد ، نیاز داریم.

در این رابطه آنچه بسیار مهم است تعامل با جامعه پزشکی است. الان پزشکان ما به بیمه‌ها اعتماد ندارند چون بیمه‌ها تعرفه‌های واقعی را قبول نمی‌کنند و همین تعرفه‌های اندک را که پذیرفته‌اند بموقع نمی‌پردازند. طی این سال‌ها بیمه‌ها نتوانستند اعتماد پزشکان را جلب کنند و شخص بنده به عنوان یک پزشک وقتی به بیمه نگاه می‌کنم آن را نه‌تنها کمک‌کننده نمی‌بینم، بلکه مزاحم هم می‌دانم. پس ما باید ارتباط میان پزشکان و بیمه‌ها را برقرار کنیم همان‌طور که در همه دنیا پزشکان بیمه‌ها را قبول دارند.

فکر می‌کنید ما چرا زیرمیزی داریم، به این علت است که تعرفه‌هایمان واقعی نیست. پزشکان نیاز دارند در ازای درسی که خوانده‌اند و تجربه‌ای که کسب کرده‌اند درآمد داشته باشند. وقتی یک لوله‌کش به خانه شما می‌آید و خدمتی را انجام می‌دهد و گاهی بیش از یک پزشک فوق‌تخصص دستمزد می‌گیرد البته من اعتراضی به این موضوع ندارم، اما حرفم این است که بنابراین باید دستمزد پزشکان واقعی شود.

راه‌حلی که در این بخش به نظرم می‌رسد این است که باید بودجه بیمه‌ها را به اندازه کافی در نظر بگیریم و درصدی را که دولت و مردم باید به بیمه‌ها بدهند، کافی کنیم و تعرفه‌ها را بالا ببریم تا بتوانیم اوضاع را درست کنیم. برایتان یک مثال می‌زنم. در اروپا و آمریکا که تعرفه‌ها واقعی است و بیمه‌ها هم کارآمدند، دولت بخوبی از پزشکان مالیات می‌گیرد چون درآمد پزشکان و داروخانه‌ها کاملا در اختیار دولت است، ولی دولت ما حتی به این موضوع توجه نمی‌کند و نمی‌داند اگر سیستم موجود را قبول کند بخشی از هزینه‌ها بلافاصله برمی‌گردد.

من درستی حرف‌های شما را رد نمی‌کنم و مطمئنم شما به عنوان پزشکی که سال‌ها این مشکلات را لمس کرده‌اید سعی در دفاع از جامعه پزشکان دارید. اما ما مردمی که به عنوان بیمار نزد پزشکان می‌رویم نظری غیر از این داریم. به باور ما برخی پزشکان اخلاق را رعایت نمی‌کنند، اخلاق پزشکی را می‌گویم و من فکر نمی‌کنم نداشتن درآمد کافی یا ثروتمند نشدن در عرض چند سال توجیه خوبی برای زیرمیزی گرفتن و فشار آوردن بر مردم باشد. برای بازگرداندن اخلاق به جامعه پزشکی چه پیشنهادی دارید؟

اخلاق چیزی نیست که فقط مخصوص جامعه پزشکی باشد، بلکه اخلاق در خبرنگاری هم نیاز است. شما نباید فکر کنید جامعه پزشکی چیزی جدا از کل اجتماع است.

اما باید قبول کرد که پزشکی با بقیه مشاغل فرق دارد چون پزشک باید طبیب باشد و درد مردم را دوا کند نه این که درد تازه‌ای برایشان درست کند.

به اعتقاد من اخلاق در جامعه پزشکی ما بیشتر از همه بخش‌ها وجود دارد، چون هنوز هم با وجود همه مشکلات اگر مریضی تنگدست نزد پزشکی برود محال است او را ویزیت نکند. پس شما انتظار نداشته باشید که دولت هر رفتاری که دوست داشت با یک قشر بکند و آنها سکوت کنند و واکنش نشان ندهند. ما باید واقع بین باشیم. راه صحیح حاکمیت اخلاق بر یک سیستم این است که با آن منطقی رفتار کنیم. موضوع بعد این ‌که 90 درصد پزشکان ما زندگی معمولی دارند و به ‌جرات می‌توانم بگویم 40 درصد آنها زیر خط فقر هستند. شما به 5 درصد پزشکان که قدیمی‌اند و معروف هستند و در بیمارستان خصوصی هم کار می‌کنند، نگاه نکنید.

بیایید دوباره به زمان وزارت شما برگردیم. اگر بخواهید آن زمان را با حالا مقایسه کنید مشکلات کدام زمان را بیشتر می‌دانید، امروز یا دیروز؟

الان نوع مشکلات متفاوت است. امروز با بیمه‌های پرچالش روبه‌رو هستیم که درست کردنشان بسیار سخت است چون ایجاد یک چیز از خشت اول بسیار ساده‌تر از این است که یک چیز خراب را ترمیم کنیم. در گذشته ما مشکل دارو به شکلی که امروز داریم نیز نداشتیم، البته کم و کسری داشتیم، اما داروها تا این حد گران نبود. در گذشته ما وزارتخانه‌ای بسیار قوی داشتیم، اما حالا این وزارتخانه لخت است و در آن فقط سمت‌هایی وجود دارد که برای پیشبرد کارها ابزاری در اختیار ندارند.

پس فکر می‌کنم شرایط فعلی خیلی سخت‌تر از آن زمان است با این که در آن زمان حتی پزشک به اندازه کافی نداشتیم و از پزشکان هندی و پاکستانی استفاده می‌کردیم ضمن این که در گذشته با بیماری‌های واگیر مواجه بودیم و امروز چالش اصلی ما بیماری‌های مزمن و نوپدید است که برای درمان آنها هزینه‌های زیادی به جامعه تحمیل می‌شود.

امیدوارم اگر روزی شما در کابینه قرار گرفتید دغدغه‌های امروزتان را به هیات وزیران و رئیس دولت نیز منتقل کنید و همان‌طور که خواسته امروزتان است اقتدار را به وزارت بهداشت برگردانید.

آرزو می‌کنم بتوانم در مرکز تحقیقات گوارش و کبد که‌اکنون در آن مشغول کار هستم و از ته دل به آن عشق می‌ورزم همچنان به کار ادامه دهم. من دانشجوها، رزیدنت‌ها و دستیاران زیادی دارم و تحقیقات خوبی نیز انجام می‌دهم و دلم می‌خواهد در همین‌جا بمانم و مسئولیت دیگری نداشته باشم. وزارت بهداشت جایی است که آدم باید از همه‌جا گدایی کند تا بتواند کارها را پیش ببرد. من یکبار تجربه این کار را داشته‌ام و حالا دوست دارم فضا را به آدمی بدهم که تجربه این کار را نداشته است که البته به این شخص کمک خواهم کرد.

فرد موردنظر شما زن است یا مرد؟

واقعا فرق ندارد چون ما خانم‌هایی را داریم که از برخی آقایان بسیار قوی‌ترند.

نظرتان درباره خانم دستجردی به عنوان اولین وزیر زن بعد از انقلاب چیست؟

ایشان هم در حدی که توانایی داشت تلاش کرد. همه ما در زمانی که مسئولیت داشتیم هم کار خوب کردیم و هم اشتباهاتی داشتیم، این اجتناب‌ناپذیر است، اما مهم این است که اشتباهاتمان را بپذیریم و آنها را اصلاح کنیم. به نظر من اجرای پزشک خانواده هر چند ناقص، اما بهترین تصمیم در زمان وزارت ایشان بود و بدترین تصمیم، ادغام دانشگاه ایران با دانشگاه تهران. به نظر من خیلی بد است که صبح از خواب بیدار شویم و ببینیم یک دانشگاه منحل شده است.

مریم خباز / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۱
جواد
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۵
۰
۰
توانایی و تجربه و علم پزشكی پرفسور ملك زاده بر كسی پوشیده نیست و به نظر بنده حقیر در بین افراد نامبرده شده در رسانه ها برای وزارت بهداشت هیچ گزینه ای بهتر از پرفسور ملك زاده نیست همچنان كه دكتر روحانی بهترین گزینه برای مشاور سلامت خود را انتخاب كرد برای وزارت بهداشت هم این انتخاب را ادامه دهد.

نیازمندی ها