توسعه در دورافتاده‌ترین روستاها

ایران ۱۳۵۷، کشوری بود با استان‌ها و روستاهایی که مانند جزیره‌های کوچک، در میان اقیانوسی بی‌کران از محرومیت پراکنده بودند. روستاهای دورافتاده، مناطق مرزی و جغرافیاهای صعب‌العبور، نه در اولویت برنامه‌ریزی بودند و نه در محاسبات توسعه تا خدماتی به آن برسانند. انقلاب اسلامی اما با طرح یک مطالبه بنیادین و شعار عدالت و رفع فقر ساختاری، این سیستم تثبیت‌شده را برهم زد.
ایران ۱۳۵۷، کشوری بود با استان‌ها و روستاهایی که مانند جزیره‌های کوچک، در میان اقیانوسی بی‌کران از محرومیت پراکنده بودند. روستاهای دورافتاده، مناطق مرزی و جغرافیاهای صعب‌العبور، نه در اولویت برنامه‌ریزی بودند و نه در محاسبات توسعه تا خدماتی به آن برسانند. انقلاب اسلامی اما با طرح یک مطالبه بنیادین و شعار عدالت و رفع فقر ساختاری، این سیستم تثبیت‌شده را برهم زد.
کد خبر: ۱۵۴۱۳۵۸
نویسنده سیداحمد هاشمی‌اشکا - گروه ایران
 
حالا بعد از نزدیک به پنج‌دهه از آن زمان، وقتی از بشاگردهرمزگان تا روستاهای مرزی سیستان‌وبلوچستان، کردستان، خراسان‌جنوبی و ایلام گذر می‌کنیم، نشانه‌های یک تغییر تاریخی دیده می‌شود؛ تغییری که آرام، پرهزینه و تدریجی، اما واقعی و قابل اندازه‌گیری است. از جاده، برق و آب سالم تا خانه‌های بهداشت و بیمارستان‌های دولتی، از مدرسه و دانشگاه تا مراکز فرهنگی و توانمندسازی اقتصادی جملگی مهر تاییدی بر سیاست رسمی جمهوری اسلامی بر شکستن چرخه فقر جغرافیایی متمرکز است. محرومیت، اگرچه هنوز به‌طور کامل ریشه‌کن نشده، اما دیگر سرنوشت محتوم نیست. امروز حتی دورافتاده‌ترین نقاط کشور، در نقشه توسعه دیده می‌شوند و این شاید مهم‌ترین تفاوت ایران پس از انقلاب با ایران پیش از آن باشد.

۴۷سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وقتی نقشه توسعه ایران ورق می‌خورد، یک تغییر بنیادین بیش ازهرچیز خودنمایی می‌کند: جابه‌جایی مرکز توجه از پایتخت و کلانشهرها به حاشیه‌ها، روستاها و مناطق محروم.پیش ازسال ۱۳۵۷، محرومیت نه یک استثنا، بلکه قاعده‌ای ثابت برای بخش وسیعی از جغرافیای کشور بود؛ مناطقی که نه در برنامه‌ریزی‌های عمرانی دیده می‌شدند و نه جایی در معادلات رفاه، سلامت و فرهنگ داشتند. انقلاب‌اسلامی اما با برنامه استقرار عدالت در همه حوزه‌ها و توانمندکردن مردم با رفع فقر و محرومیت این معادله را به چالش کشید.بررسی روند توسعه در مناطق محروم کشور نشان می‌دهد یکی از اصلی‌ترین تغییرات ساختاری، تبدیل عدالت اجتماعی  بود که از یک مفهوم انتزاعی، عینیت سیاستی اجرایی یافت. پیش از انقلاب، الگوی توسعه‌ای نامتوازن، شکافی عمیق میان مرکز و پیرامون پدید آورده بود؛ شکافی که بسیاری از روستاها و مناطق مرزی را از ابتدایی‌ترین خدمات زیرساختی محروم می‌کرد و دسترسی به آموزش، بهداشت و امکانات عمرانی را به آرزویی دست‌نیافتنی بدل می‌ساخت.

زیرساخت به ‌مثابه نقطه آغاز
پس از انقلاب، نهادسازی برای محرومیت‌زدایی در اولویت قرار گرفت. تشکیل نهادهایی چون جهادسازندگی و پس از آن ادغام در وزارت جهادکشاورزی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و کمیته امداد، مسیر تازه‌ای برای مداخله مستقیم دولت در مناطق محروم گشود. احداث راه‌های روستایی، برق‌رسانی سراسری، تأمین آب‌آشامیدنی سالم، ساخت مسکن مقاوم و ایجاد شبکه‌های ارتباطی، پایه‌های اولیه توسعه را در هزاران روستا بنا نهاد.در مناطقی مانند بشاگرد هرمزگان که تا دهه ۶۰ شمسی عملا فاقد راه دسترسی مناسب بود، احداث جاده‌های ارتباطی نه‌تنها امکان تردد، بلکه دسترسی به خدمات آموزشی، درمانی و اقتصادی را فراهم کرد. امروز بشاگرد دارای امکانات ارزشمند و دستاوردهایی است که بدون نگاه عدالت‌محور پس از انقلاب، قابل تصور نبود.
 
پایان تبعیض در دسترسی به سلامت
یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های پیشرفت پس ازانقلاب،گسترش شبکه بهداشت و درمان درمناطق محروم است.ایجاد خانه‌های بهداشت، تربیت بهورزان بومی، راه‌اندازی مراکزجامع سلامت و ساخت بیمارستان‌های دولتی، عملا مفهوم «سلامت برای همه» را از شعار به واقعیت نزدیک کرده است.پیش از انقلاب، بسیاری از روستاهای مرزی حتی از حضور یک پزشک یا ماما محروم بودند و بیماری‌های قابل پیشگیری، جان هزاران نفر را تهدید می‌کرد. امروز اما در اغلب روستاهای کشور، خانه بهداشت فعال وجود دارد و نظام ارجاع درمانی، امکان دسترسی به خدمات تخصصی را فراهم کرده است. ساخت بیمارستان‌های دولتی در شهرهای محروم، ازجمله در جنوب سیستان‌وبلوچستان، غرب کشور و مناطق کم‌برخوردار هرمزگان، نشان‌دهنده تمرکز سیاست‌های سلامت بر رفع نابرابری جغرافیایی است.

سرمایه‌گذاری روی انسان‌ها
تحول در مناطق محروم بدون توجه به آموزش و فرهنگ ممکن نیست. پس از انقلاب، گسترش عدالت آموزشی به‌عنوان یکی از اهداف راهبردی دنبال شد. ساخت مدارس روستایی، توسعه مدارس شبانه‌روزی، افزایش نرخ باسوادی و حضور معلمان در دورافتاده‌ترین نقاط کشور، چهره آموزشی ایران را دگرگون کرد.در بسیاری از روستاهای مرزی که پیش از انقلاب، ترک‌تحصیل یک امر رایج بود، امروز دانش‌آموزان تا مقاطع بالاتر تحصیل می‌کنند و به دانشگاه راه می‌یابند. ایجاد مراکز فرهنگی، کتابخانه‌ها، کانون‌های پرورش فکری و حمایت از فعالیت‌های فرهنگی بومی، زمینه‌ساز تقویت هویت محلی و مشارکت اجتماعی شده است.اگرچه در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، تمرکز بر رفع نیازهای فوری و حمایتی اجتناب‌ناپذیر بود، اما در دهه‌های بعد، رویکرد توانمندسازی اقتصادی جایگزین کمک‌محوری صرف شد. توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع‌دستی، مشاغل خانگی و طرح‌های اشتغال‌زایی، به‌ویژه با محوریت بومی‌سازی، در دستورکار قرار گرفت.در مناطق محروم مرزی، ایجاد بازارچه‌های مرزی، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و حمایت از تولیدات محلی، امکان مشارکت فعال‌تر مردم در اقتصاد ملی را فراهم کرده است. بشاگرد نیز با تکیه بر ظرفیت‌های بومی، ازجمله دامداری و صنایع‌دستی، به‌تدریج از منطقه‌ای صرفا مصرف‌کننده به منطقه‌ای مولد تبدیل شده است.
 
روایت میدانی از بشاگرد 

بشاگرد را باید تصویر و نمونه زیبایی از اقدامات انقلاب در توسعه‌یافتگی روستاها درنظرداشت. در این نقطه از هرمزگان که تا چند دهه پیش، بیشتر شبیه یک نام روی نقشه بود تا یک زیست‌جهان واقعی، عملا هیچ راه دسترسی مناسبی وجود نداشت.بشاگرد، منطقه‌ای کوهستانی، پراکنده و صعب‌العبور که فاصله‌اش با مرکز استان، فقط چند کیلومتر بود، فاصله‌ای از جنس فراموش‌شدگی داشت.خدمات درمانی در آنجا محدود بود؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از خانواده‌ها حتی برای ابتدایی‌ترین نیازهای پزشکی، ناچار به مهاجرت فصلی می‌شدند. درگام اول، احداث جاده‌های ارتباطی نه‌تنها امکان تردد، بلکه دسترسی به خدمات آموزشی، درمانی و اقتصادی را فراهم کرد.امروز بشاگرد دارای شبکه راه‌های روستایی، مدارس شبانه‌روزی، مراکز خدمات بهداشتی وپروژه‌های آبرسانی پایداراست؛ دستاوردی که بدون نگاه عدالت‌محور پس از انقلاب، قابل تصور نبود.در این منطقه، راه‌اندازی مراکزدرمانی واعزام تیم‌های پزشکی جهادی،نقش مهمی درکاهش مرگ‌ومیر، بهبود شاخص‌های سلامت مادر و کودک و افزایش امید به زندگی ایفا کرده است؛ شاخص‌هایی که در دهه‌های نخست پس از انقلاب، جهش معناداری را تجربه کرده‌اند.تأسیس مدارس شبانه‌روزی و دانشگاه‌ها، فرصت تحصیل را به روستاهایی بازگردانده است که پیش از این با نرخ بالای ترک‌تحصیل مواجه بودند. اجرای برنامه‌های فرهنگی، نقش مهمی در کاهش آسیب‌های اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی ایفا کرده و مسیر توانمندسازی نسل جدید را هموار ساخته است. طرح‌های آبرسانی و مسکن روستایی نیز امنیت زیستی را افزایش داده و بسیاری از خانواده‌ها را به ماندن امیدوار کرده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها