برچسب ها - داستان

این مثل در موقعی گفته می‌شود که یک نفر از طرف آدم پر زور و قوی‌تر از خود ظلمی می‌بیند و چون زورش به او نمی‌رسد با اوقات تلخ به خانه می‌آید و تلافی آن را سر زن و بچه‌اش در می‌آورد و بی‌سبب آنان را می‌زند و می‌آزارد.
کد خبر: ۱۲۹۵۳۳۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۸

در این مطلب ضرب المثل عمرو در امانت خیانت نکرد تو چرا را برای شما آورده ایم.گاهی اتفاق می افتد که انسان از نزدیک ترین کسانی که همه گونه توقع و انتظار از او متصور است خیانت خلافی در امر امانت و راز داری می بیند که هرگز در مخیله اش چنان عمل غیر متصوره خطور نکرده است.
کد خبر: ۱۲۹۵۳۳۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۸

در روزگار قدیم ساعت و رادیو و تلویزیون نبود که مردم هر وقت دلشان خواست بفهمند ساعت چند است. ماه رمضان که می‌شد، نبودن ساعت و رادیو و تلویزیون بیشتر معلوم می‌شد. به همین دلیل، ماه رمضان که می‌شد، توپ در می‌کردند. یعنی وقتی که اذان می‌رسید، صدای توپ بلند می‌شد.
کد خبر: ۱۲۹۵۱۴۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۷

مردي هر روز صبح به صحرا مي رفت، هيزم جمع مي کرد و براي فروش به شهر مي برد. زندگي ساده اش از همين راه مي گذشت. تنها بود و همين روزي اندک بي نيازش مي کرد.
کد خبر: ۱۲۹۵۱۴۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۷

این مثل را به طنز درباره میزبانی می گویند که در پذیرایی از مهمان قصور کند یا به فکر آسایش او نباشد و بی اعتنا به ذائقه و میل مهمان، خوردنی هایی موافق میل خود در سفره نهد یا آنچه در سفره است خود، بخورد.
کد خبر: ۱۲۹۴۸۶۹   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۶

روزی بود، روزگاری بود. در آن روزگار، جز اسب و الاغ و شتر، وسیله ای برای سفر و رفتن از شهری به شهر دیگر وجود نداشت. راه ها پر از خطر بود. مردم گروه گروه و به صورت کاروان به سفر می رفتند تا بتوانند با دزدهایی که در پیچ و خم راه ها و گردنه های سرد و دشوار کمین کرده بودند، مقابله کنند.
کد خبر: ۱۲۹۴۸۶۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۶

در این مطلب داستان ضرب المثل بز به پای خود، میش به پای خود را برای شما آورده ایم. بهلول جواب داد: «من خیلی نگران بودم که روزی با این کارهایی که تو می‌کنی مرا هم به آتش خودت بسوزانی ولی حالا فهمیدم که...
کد خبر: ۱۲۹۴۵۹۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۵

در این مطلب داستان ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کن را برای شما آورده ایم.
کد خبر: ۱۲۹۴۲۷۶   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۳

این ضرب المثل در فواید و آثار مهمان‌داری و مهمان‌نوازی و در نکوهش کسانی که تنگ‌نظرند و چشم دیدن مهمان را ندارند استفاده می شود.
کد خبر: ۱۲۹۳۷۰۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۱

در این مطلب گلچینی از حکایت های اخلاقی زیبا و داستان های کوتاه آموزنده ر آماده کرده ایم که امیدواریم مورد توجه شما قرار بگیرد.
کد خبر: ۱۲۹۳۵۴۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۲۱

جشنواره داستان شب یلدا
جشنواره «کوتاه‌ترین داستان ِ بلندترین شب سال» به مناسبت شب یلدا برگزار می‌شود.
کد خبر: ۱۲۹۳۱۸۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۹

گاهی اوقات چه خواسته یا ناخواسته انسانها، انسانیت را زیر پا له کرده و فقط به فکر منافع شخصی و اهداف خود هستند، در این جا داستان ی کوتاه و واقعی در مورد انسانیت برای شما آماده کرده ایم. کمی زمان بگذارید و این داستان کوتاه و آموزنده بخوانید
کد خبر: ۱۲۹۳۰۹۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۹

هرگاه بخواهند بزرگی و مهربانی خداوند متعال را وصف کنند، مثل بچه خمیره، خدا کریمه را می‌آورند.
کد خبر: ۱۲۹۳۰۸۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۹

روزی روزگاری، مرد تاجری تمام ثروتش را مقداری كالای كم ارزش و ارزان خرید تا به یك كشور دور ببرد، به این امید كه با این كار سود زیادی به دست آورد.
کد خبر: ۱۲۹۲۸۰۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۸

کارگر خواب‌آلوده پرسید: تار می‌زنی؟ پس چرا صدای خش خش می‌دهد. دزد جواب داد آن هم از بدبختی من است. از دیشب تا حالا دارم کوکش می‌کنم بلکه تا صبح کوک شود و فردا صدایش درآید.
کد خبر: ۱۲۹۲۴۵۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۶

در این مطلب ضرب المثل شاید آفتاب نخواهد نصف شب طلوع کند را برای شما آورده ایم. با این خستگی زیاد، نکند صبح زود نتوانم از خواب بیدار شوم و نماز صبحم قضا شود. سرش را از زیر لحاف بیرون آورد
کد خبر: ۱۲۹۱۸۰۱   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۴

در این مطلب حکایت جالب غرور بی جا را برای شما آورده ایم. در این حین باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود...
کد خبر: ۱۲۹۱۵۹۱   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۳

در این مطلب داستان ضرب المثل چون غرض آمد هنر پوشیده شد را برای شما آورده ایم. آدمهای مغروض فقط چیزهایی را که دوست دارند می‌بینند.
کد خبر: ۱۲۹۱۵۹۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۳

در این مطلب داستان ضرب المثل جالب یک کلاغ چهل کلاغ را برای شما آورده ایم. برای این ضرب المثل دو روایت نقل شده است.
کد خبر: ۱۲۹۱۱۰۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۱

داستان زیبا. داستان کوتاه . آن ﭘﻨﺞ ﭘﺴﺮ، ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻢ، ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﮕﺎﻫﯽ خبرش را می‌گیرند. ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﯾﻪ می‌کند ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩﻩ
کد خبر: ۱۲۹۱۱۰۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۹/۱۱

نیازمندی ها