برچسب ها - خاطرات کاغذی

خاطرات کاغذی
زندگی دو خواهر با رفتار و کرداری متفاوت از هم، یکی مهربان و کمک حال مادر و دیگری حسود، خودخواه و بی‌تفاوت به مشکلات خانواده.
کد خبر: ۱۴۷۱۷۸۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۸

خاطرات کاغذی
«جادوگر رویاها»، یک کوتوله عینکی بود که وظیفه‌اش مقابله با دشمن خواب بچه‌ها، یعنی دون کوکو کیتاسنیوس بود. یک شرور دست‌و‌پا چلفتی که مصمم بود کابوس‌های شبانه را به ذهن بچه‌ها القا کند.
کد خبر: ۱۴۷۱۶۵۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۷

خاطرات کاغذی
بامبوشکنی بی‌فرزند، یک روز داخل تکه‌ای درخشان از بامبو، دختری مینیاتوری به اندازه یک بند انگشت پیدا کرد.
کد خبر: ۱۴۷۱۴۹۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۶

خاطرات کاغذی
سرنوشت الاغ پیری که کشاورز بی‌وقفه و بی‌رحمانه از او کار می‌کشید، آن‌قدر که الاغ از شدت ضعف بالاخره طاقتش طاق شد و روزی تصمیم گرفت مرد کشاورز و مزرعه‌اش را برای همیشه ترک کند و به جایی دور یعنی شهر برود.
کد خبر: ۱۴۷۱۰۸۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۰

خاطرات کاغذی
گیتار پیرمرد در گیر و دار دعوای خیابانی تعدادی مرد آسیب‌دیده و می‌شکند، دختر گل‌فروش با دیدن این صحنه، بسیار ناراحت شده، قلبش به درد آمده و بی‌اختیار اشک از چشمانش سرازیر می‌شود، در این لحظه به‌طرز معجزه‌واری گیتار پیرمرد در پاسخ به قلب مهربان گل‌فروش شروع به نواختن می‌کند.
کد خبر: ۱۴۷۰۹۵۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۹

خاطرات کاغذی
پنج حیوان، چالش جالب و سرگرم‌کننده درست‌کردن نان را بر عهده گرفته بودند.
کد خبر: ۱۴۷۰۷۶۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۷

خاطرات کاغذی
مریم فلاح: ماجرا‌های کاپیتان پوف ــ پیکا از روزی آغاز شد که پسرکی شر و شیطان در حال فرار از تنبیه خاله‌اش به کشتی کاپیتان پناه‌آورد. کاپیتان ریش‌قرمز که عمری را روی دریا‌ها و اقیانوس‌ها گذرانده بود و کوله‌باری از تجربه دریانوردی داشت، می‌دانست که حضور پسر نوجوان در کشتی‌اش ممکن است برای ملوان‌ها دردسرساز شود و آن‌ها را با چالش‌هایی مواجه کند؛ آن‌قدر که کشتی و خدمه‌اش را به خطر اندازد. پس با زیرکی تمام با حضور او در کشتی موافقت کرد به این شرط که با تلاش و جدیت دریانوردی را بیاموزد و در همه حال کمک‌حال کاپیتان و ملوانان باشد. اگرچه کار در کشتی برای پسر آسان نبود، اما از آنجا که آینده تازه و متفاوتی را پیش‌روی خودش می‌دید تمام همت و استعدادش را به‌کارگرفت تا رضایت کاپیتان را جلب کند. پس به‌خوبی وظایف واگذارشده را تحت نظارت کاپیتان به انجام می‌رساند. البته کنجکاوی‌ها و گاه ندانم‌کاری‌هایی داشت که او را سوژه می‌کرد.
کد خبر: ۱۴۷۰۴۴۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۵

خاطرات کاغذی
طی دهه ۱۹۷۰ در حالی که شهر نیویورک درگیر موجی از جنایات است، دو دوست به نام‌های "ویلی" و "سای" که از بی تدبیری پلیس خسته شده اند، به اداره پلیس محلی شکایت کردند.
کد خبر: ۱۴۷۰۲۶۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۴

خاطرات کاغذی
«کوزارو»، بچه‌میمونی بود که در عین بازیگوشی بسیار مهربان و عاقلانه رفتار می‌کرد.
کد خبر: ۱۴۷۰۰۷۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۲

خاطرات کاغذی
ماجرای یک فیل سفید مهربان که در دل جنگل در حالی که با مادرش زندگی می‌کرد ناغافل توسط انسان‌ها فریب داده شد. به این شکل که به دروغ از او خواستند به انسانی کمک کند، در حالی که بچه فیل متوجه نبود، آرام آرام از مادرش جدا و به عقب هدایت شد و سرانجام هم به اسارت آدم‌ها در آمد.
کد خبر: ۱۴۶۹۸۸۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۳۱

خاطرات کاغذی
وقتی هانس سعی داشت نان درست کند، ناگهان باد شمال آرد گرانبهای او را با خود برد.
کد خبر: ۱۴۶۹۷۳۳   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۳۰

خاطرات کاغذی
مرد روستایی که در شکار اردک با کمند تبحر داشت، روزی با وسوسه چند مرد غریبه متقاعد می‌شود که صیدی بزرگ و سودآور داشته باشد.
کد خبر: ۱۴۶۹۵۵۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۹

آموزش اعداد به کودکان همیشه بخشی از چالش‌های تعلیمی پدر و مادر‌ها و حتی معلم‌ها بوده است و دنیای انیمیشن سال‌هاست که در این حوزه به کمک آمده است. 
کد خبر: ۱۴۶۹۳۹۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۸

خاطرات کاغذی
الهام‌بخش تصاویر این کارتون، یکسری برش‌های فولک بود که تصاویر اصلی این اثر را تشکیل می‌دادند. چند رنگ و اشکال مختلف در یک رقص پر‌جنب‌و‌جوش زنده و جفت می‌شدند و سپس دوباره از هم جدا می‌شدند و ترتیبات مختلفی را ایجاد می‌کردند، نتیجه این‌که از حرکات موزون الگوهای رنگی و زیبا، تصاویری شاد که بازگو‌کننده داستان‌های عامیانه لهستانی بود، پیش چشم بچه‌ها شکل می‌گرفت.
کد خبر: ۱۴۶۹۲۱۷   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۷

خاطرات کاغذی
اسب‌ها هرگز نمی‌دانند متعلق به چه کسانی خواهند بود و به چه کسانی سواری خواهند داد. زندگی و آینده آن‌ها صرفا از روی شانس و اقبالشان رقم می‌خورد.
کد خبر: ۱۴۶۹۰۷۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۶

خاطرات کاغذی
در یک شب توفانی، مترسک «تراپیتو» جان گنجشک کوچولویی به نام «سالاپین» را نجات داد.
کد خبر: ۱۴۶۸۸۶۸   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۴

خاطرات کاغذی
ویلیام، پسربچه شش‌ساله بامزه، عاشق تمام چیز‌هایی بود که هر بچه‌ای در این سن به آن فکر می‌کند و آرزویش را در سر دارد، اما یک چیز او را از همسالانش متمایز می‌کرد و آن‌هم قدرت جادویی چکمه‌های قرمزرنگ بود.
کد خبر: ۱۴۶۸۶۹۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۳

خاطرات کاغذی
«وارن پترسون»، پسر هشت‌ساله‌ای بود که دوست داشت زندگی یک بچه معمولی را داشته باشد، اما توسط جواهری جادویی از دنیایی موازی طلسم شده بود.
کد خبر: ۱۴۶۸۵۶۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۲

خاطرات کاغذی
پسرکی به نام تیستو در حین کمک به باغبانی پیر به نام آقای سبیل ناباورانه متوجه شد انگشتانش خاصیت سبزکنندگی دارند. یعنی بذر هر گیاهی که با انگشتان پسر تماس پیدا می‌کرد، به‌سرعت به گیاهی زیبا تبدیل می‌شد. تنها دوست و همدم او یعنی باغبان پیر به تیستو این اعتمادبه‌نفس را داد که ویژگی منحصربه‌فرد انگشتان او می‌تواند تغییرات شگرفی در دنیای اطرافش ایجاد کند.
کد خبر: ۱۴۶۸۳۹۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۱

خاطرات کاغذی
امیلی، یک دختر هشت ساله بود که احساس می‌کرد در تونل راه‌آهن نزدیک خانه‌شان چیز خاصی وجود دارد، یک روز در حین دنبال‌کردن یک موش صحرایی در اطراف تونل، به ناگاه به داخل حفره‌ای زیرزمینی سقوط کرد و افتاد روی دم یک اژد‌های چند صد‌ساله و از این بابت نه‌تن‌ها امیلی که اژد‌ها هم شگفت‌زده شد.
کد خبر: ۱۴۶۸۲۳۶   تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۰

نیازمندی ها