خاطرات کاغذی
قهرمان داستانها یک پسر بومی آمریکایی از قبایل سرخپوست به نام "پاووا" بود. پزشک قبیله و یک دختر بومی آمریکایی هم جز شخصیتهای اصلی کارتون بودند که رابطه دوستانهای با او داشتند. سوژه اغلب قسمتها به ارتباط و دوستی پسرک با حیوانات دشت و کوه و جنگل مرتبط بود. مثلا مداوا کردن حیوانات آسیب دیده و کمک به حیوانات ضعیف البته به کمک پزشک دانای قبیله.
کد خبر: ۱۴۶۰۴۰۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۲۱
خاطرات کاغذی
از چند جمله اولی که بین خیار و هویج و گوجه رد و بدل میشد، متوجه میشدیم مساله آنها کم آبی است. تصمیم داشتند به مزارع و دشتهایی بروند که به لحاظ بارندگی وضعیت خوبی دارد.
کد خبر: ۱۴۶۰۲۰۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۲۰
خاطرات کاغذی
پسربچه خردسال کنجکاو و شیطونی دور از چشم پدر و مادرش از نردبان واگن قطار بالا رفت و سرخوشانه روی سقف قطار نشست. در این لحظه قطار به حرکت درآمد و به محض اینکه سرعت گرفت پسرک به پایین سقوط کرد.
کد خبر: ۱۴۶۰۰۶۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۱۹
خاطرات کاغذی
مهیجترین داستانها و معماهای پلیسی که در میان ساکنین شهر سگها میگذشت را در این کارتون میتوانستیم به تماشا بنشینیم. همه چیز آنقدر منطبق با زندگی آدمها بود که فراموش میکردیم ساکنین شهر همگی حیوان هستند.
کد خبر: ۱۴۵۹۹۰۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
خاطرات کاغذی
داستان در بین مردمان رومی روایت میشد. حکایت جوانی که برای شرکت در مراسم عروسی خواهرش به شهر آمده بود. لباس عروس زیبایی برای خواهرش خریده بود و باید تا قبل از مراسم آن را میرساند. "منس" که مردی جوانمرد وعادل بود به محض اینکه با رفیقش به شهر رسید، خبردار شد افرادی بی گناه قرار است به دار آویخته شوند.
کد خبر: ۱۴۵۹۷۰۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
خاطرات کاغذی
قصهای قدیمی از زندگی فقیرانه دخترکی به نام نگی و قورباغهای مهربان که در پی اتفاقاتی جانش را برای دخترک فدا کرد. همهچیز از روزی آغاز شد که با آمدن فصل سرما، پدر نگی سخت بیمار شد.
کد خبر: ۱۴۵۹۵۹۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۱۵
خاطرات کاغذی
حکایت چوپانی از قاره آفریقا که تقدیر روزگار او را برای مداوای شیری زخمی انتخاب کرد. تیغی که چوپان از دست شیر درآورد، محبت او را در قلب سلطان جنگل نشاند. سالها بعد دست سرنوشت بار دیگر آنها را با هم روبرو کرد، زمانی که چوپان از بخت بدش به بردگی رومیهای خونخوار در آمده بود.
کد خبر: ۱۴۵۹۲۳۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۱۲
خاطرات کاغذی
دوستی تولهسگی بهنام پیشونیسفید با گرگ و تولههایش از قصههای قدیمی مشرقزمین است. پیشونیسفید در کنار دو سگ شکاری، مرغ و خروسها، غازها و گوسفندان در مزرعه یک پیرمرد زندگی میکرد. پیشونیسفید در میان این حیوانات همبازی نداشت.
کد خبر: ۱۴۵۹۰۸۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
خاطرات کاغذی
«قطره باران» شخصیت مهربان و دوستداشتنی بود. محل زندگیاش جای مشخصی نبود و میتوانستیم در هر نقطه از طبیعت پیدایش کنیم. جنگل، رودخانه، دریا و حتی مناطق برفگیر قطبی. جالب اینکه در دمای زیر صفر یخ نمیبست و همچنان هویت خودش را حفظ میکرد.
کد خبر: ۱۴۵۸۸۸۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
داستان در دهه ۱۹۳۰ کشور انگلستان میگذرد؛ دختر نوجوان پرشور و پرانرژیای به نام «مِیبل وست» که از قضا خواهرزاده خانم «مارپل» است (زن مسن تنهایی که برای تفنن به حل مسائل جنایی میپردازد) تصمیم دارد زندگی خود را آن طور که دوست دارد، بسازد. او میخواست بفهمد در انجام چه کارهایی میتواند بهترین خودش باشد.
کد خبر: ۱۴۵۸۶۹۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۸
خاطرات کاغذی
یک کاراگاه جوان به نام "شینیچی کودو" به طور اتفاقی بعد از خوردن مادهای شیمیایی به یک کودک تبدیل میشود. پس از تغییر ظاهر ناگهانی، کودو که همچنان به حل معماهای پلیسی علاقه دارد همراه همکلاسی هایش سعی در کشف حقایق دارد.
کد خبر: ۱۴۵۸۵۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۷
خاطرات کاغذی
سه تمساح در یک ایستگاه خدمات واقع در وسط یک بیابان وسیع زندگی و کار میکنند، منطقهای خشک و بیآبوعلف، جایی که در آن گیاهی جز کاکتوس رشد نمیکرد. «SOS کروکو» نام شرکت آنها بود.
کد خبر: ۱۴۵۸۳۷۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۶
خاطرات کاغذی
کارآگاه بازیهای سگی به نام «ایس هارت» در دنیایی کارتونی و سگی تن پوشی به نام «الیوت» در یک اجرای نمایشی. این دو سگ که از نژاد ژرمن شپرد بودند در دنیای هم زندگی میکردند، به این شکل که سگ کارآگاه و سایر شخصیتهای کارتونی اطراف او ساخته و پرداخته ذهن الیوت در دنیای داستانهای متحرک کارتونی بودند.
کد خبر: ۱۴۵۸۱۸۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۵
خاطرات کاغذی
نیکلاس، حاکم زورگوی امپراتوری زینبا، میخواهد قلمرو خود را گسترش دهد. نقشه او این است که تمام نقاط زمین را به مستعمره شخصی خود تبدیل کند.
کد خبر: ۱۴۵۸۰۳۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
خاطرات کاغذی
در جنگل داپل، کلبه گورکن دانشمند و مخترع جنگل هر روز برای حیوانات جوان حکم کلاس درس را داشت. موش جوانی بهنام مایکل، جوجهتیغیای بهنام راسل، موش کوری بهنام ادگارد و گورکن کوچولویی بهنام میشل که نوه گورکن پیر بود. ماجرا از آنجا آغاز شد که استاد تصمیم گرفت کلاس درس را به دل طبیعت ببرد.
کد خبر: ۱۴۵۷۳۲۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۳۰
خاطرات کاغذی
در نزدیکی جنگلی زیبا، یک قصر بزرگ و اسرارآمیز قدیمی وجود داشت که دانشمندی دیوانه در آن زندگی میکرد. مرد بهاصطلاح دانشمند که اصرار داشت از علم و دانش خود در راه نادرست استفاده کند، مدام با آزمایشاتش موجودات عجیبوغریبی خلق میکرد. از قضا یک روز صبح دختر موطلایی زیبا و دوستداشتنیای بهنام ویکی به همراه خانواده خود برای تعطیلات به این منطقه جنگلی سرسبز و زیبا آمدند.
کد خبر: ۱۴۵۷۱۸۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۹
خاطرات کاغذی
آسیاب بادی قدیمی خارج از دهکده که زیستبوم حیوانات طبیعت اطرافش شده آنقدر فرسوده است که در مواجه با توفان و بارانی شدید به لرزه درآمده و در دل ساکنانش وحشت ایجاد میکند.
کد خبر: ۱۴۵۷۰۶۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۸
خاطرات کاغذی
تمامی ماجراها در دهه ۱۹۳۰ اتفاق میافتاد. در هر قسمت خانم خبرنگاری به نام کلی کینکید و دستیار نوجوان او مکس، برای تهیه خبرهای جنایی درگیر موضوعی تازه میشدند.
کد خبر: ۱۴۵۶۹۰۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۶
خاطرات کاغذی
شب سال نوی میلادی فرارسیده و سراسر جنگل از برف سفیدپوش شده بود. در آن شب مهتابی، در میان برف و کولاک به یکباره پیرمردی با محاسن سپید، ردایی بلند و عصایی در دست در میان جنگل برفی ظاهر شد. او رفتار عجیبوغریبی داشت.
کد خبر: ۱۴۵۶۶۹۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۵
خاطرات کاغذی
خواهر و برادر یتیمی با نامهای یانکا و اولسیا، با قرضکردن اسب آسیابان تصمیم گرفتند مزرعه خود را شخم بزنند. هنوز کار بذرپاشی تمام نشده آسیابان به دنبال اسبش آمد و، چون بچهها پولی نداشتند، در ازای آن چشم طمع به خروسشان دوخت، اما خروس از دست آسیابان فرار کرد و مرد طماع ظرف بذرها را با خود برد. خروس با هدف برگرداندن بذرها بهدنبال آسیابان رفت و موفق شد با حمله به او سه دانه گندم بهدستآورد.
کد خبر: ۱۴۵۶۵۵۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۴