خاطرات کاغذی
داستان این مجموعه درباره یک چرخوفلک جادویی (از نوع کالسکه اسبی چرخان) متعلق به «آقای راستی» است که در وسط یک باغ جادویی قرار دارد، اما بچهها از آن استفاده نمیکنند تا اینکه با آمدن تعدادی شخصیت عجیب و سحرآمیز، اتفاقات دیگری رقم میخورد و هر بار ماجراهای جالبی پیش میآید.
کد خبر: ۱۴۵۲۳۱۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۲۷
خاطرات کاغذی
هر داستان با شب بخیر گفتن مادر جیمی به پسرک و بستن دراتاق خواب شروع میشد، به محض اینکه مادر پایش را از اتاق بیرون میگذاشت جیمی از تختش بیرون میآمد و همزمان میدیدیم سگ جیمی از زیر تخت بیرون میآمد در حالی که چراغ قوهای را به دهان گرفته بود.
کد خبر: ۱۴۵۲۰۹۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۲۶
خاطرات کاغذی
ماجراهای جنایی وصد البته تخیلی دو برادر به نامهای «جیجی و جوجو» که در شرارت و خلافکاری اول بودند، البته با توجه به فضای کمیک ماجراها مرتبا شاهد خرابکاری و چولمن بازی آنها بودیم. جالب اینکه آنقدر اعتماد به نفس کاذب داشتند که یک شرکت تاسیس کرده بودند با عنوان«شیطنت بینالمللی» تا از این طریق همیشه در دسترس مردم باشند! اما با حضور آنها امیدی به برچیده شدن تبهکاران نبود، چراکه سرشار از بیکفایتی محض بودند. برادر بزرگتر، جوجو که لاغر و قدبلند بود
کد خبر: ۱۴۵۱۹۲۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۲۵
خاطرات کاغذی
صرفنظر از سلسلهداستانهای «لولک و بولک» که با عنوان دوقلوهای جهانگرد نیز شناخته میشود، اگر خاطرتان باشد یک کارتون تکقسمتی هم بود که در آن این زوج هنری بانمک چگونگی رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی و موارد مرتبط با این موضوع را به بچهها آموزش میدادند.
کد خبر: ۱۴۵۱۷۶۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۲۴
خاطرات کاغذی
سفیدبرفی که هر دو والدین خود را از دست داده، شاهدختی است که با ملکه، نامادری شریر و خونسرد خود، زندگی میکند. ملکه از ترس اینکه زیبایی سفیدبرفی بیشتر از زیبایی او نباشد، مجبورش میکند بهعنوان خدمتکار برایش کار کند و روزانه از آینه جادویی خود میپرسد «چهکسی زیباترین است» و آینه همیشه جواب میدهد «ملکه زیباترین است» تا او خشنود شود.
کد خبر: ۱۴۵۱۴۷۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۲۰
خاطرات کاغذی
در خانه ویلایی قشنگ، مردی که همسرش را از دست داده بود با تنها دخترش "سیندرلا" زندگی می کرد. او پدر مهربانی بود و چون فکر می کرد دخترش به مراقبت مادری دلسوز احتیاج دارد با زنی که دو دختر داشت،ازدواج کرد. اما گردش روزگار سرنوشت دیگری را برای سیندرلا رقم زد. با مرگ آن پدر مهربان، خصلت واقعی نامادری نمایان شد.
کد خبر: ۱۴۵۱۳۱۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۹
خاطرات کاغذی
در داستان، نامهای از یک موش شهر به موش خانهای میرسد که در حسرت شهر است. داستان در مورد موشی است که میخواهد سوار قطار به شهر برود، اما از سرعت پرتنش خسته میشود و در نهایت به مکانی آرام و آرام بازمیگردد.
کد خبر: ۱۴۵۱۱۴۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
خاطرات کاغذی
این کارتون، داستانی مشابه کارتون رومانیایی «جیرجیرک و مورچه» داشت؛ با این تفاوت که اینبار تلاش، سختکوشی و آیندهنگری مورچهها مورد توجه و درس عبرتگرفتن جناب ملخ واقع میشد.
کد خبر: ۱۴۵۱۰۲۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۷
خاطرات کاغذی
داستانی محلی درباره ماجرای عجیبی که برای پیرمردی هیزمشکن اتفاق افتاد. مرد مسن مهربانی که بهطور کاملا اتفاقی درحالیکه موقع صرف ناهار، آماده خوردن کوفتهبرنجیاش بود به یکباره کوفته از دستش رها شد و قل خورد و به درون سوراخی کوچک در زمین افتاد.
کد خبر: ۱۴۵۰۷۸۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۵
خاطرات کاغذی
ماجرای مسابقه خرگوش و لاکپشت از آن داستانهای بسیار شنیده شدهاست که بهکرات انیماتورها به آن پرداختهاند. یکی از قدیمیترین نسخههای کارتونی این داستان همانی بود که تحت عنوان قصه کوچولوها (سه بچه میمون در سه رنگ قرمز، آبی و زرد به نامهای عینکی، تپلی و کوچولو برایمان تعریف میکردند) به تماشا مینشستیم.
کد خبر: ۱۴۵۰۶۴۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۴
خاطرات کاغذی
ماجرا در سرزمین افسانهای به نام «پرایدین» و به لحاظ تاریخی در قرون وسطی میگذرد. داستان درباره امپراتوری شروری به نام «شاه شاخدار» که امیدوارانه در پی در اختیار گرفتن یک دیگ جادویی باستانی است که میتواند در رسیدن به آرزوی تسخیر جهان به او کمک کند اما در برابر نقشه شوم شاه، پسری جوان به نام «تاران» همراه با گروهی از دوستانش ازجمله شاهزاده خانم، تلاش میکند تا دیگ جادویی سیاه را قبل از اینکه به دست نیروهای اهریمنی بیفتد، پیدا کند و با تخریب آن اجازه ندهند تا پادشاه شاخدار بر جهان حکومت کند.
کد خبر: ۱۴۵۰۵۰۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۱/۱۳
خاطرات کاغذی
رُکیتا موجودی بود شیطانصفت و شاید هم اصلا خود خود شیطان که وجودش را در هیبت حیوانی سیاهرنگ، شاید شبیه به بز نشان میداد. مضمون داستانهای این مجموعه کارتونی حکایت از وسوسههای شیطانی داشت و به این ترتیب فارغ از هر جنبه نصیحتگونهای از تقابل خیر و شر برای بچهها میگفت و اینکه باید طوری زندگی کنند که همیشه در زندگیشان خیر بر شر پیروز شود.
کد خبر: ۱۴۴۹۶۰۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۲۶
خاطرات کاغذی
شکارچی پیر، یک فعال زیستمحیطی و مدافع و حامی حیاتوحش در مناطق سردسیر و برفی قطب شمال بود. شکارچی که مردی مسن و باتجربه بود برای محافظت از حیوانات منطقه که قرار بود به زودی طعمه شکارچی حریص شوند مرتبا در حال تعقیب او بود.
کد خبر: ۱۴۴۹۲۵۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۲۳
خاطرات کاغذی
یک استاپ موشن جذاب در مورد چاهی که هر کسی از آب آن بنوشد به الاغ تبدیل میشود.
کد خبر: ۱۴۴۸۸۳۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۲۱
خاطرات کاغذی
در میان سگهای کارتونهای دوران کودکیمان، برخی از آنها به قدری حضورشان خالی از خاطره و بیحاشیه است که حتی با دیدن تصاویری از این کارتونها هم همچنان خاطرات بسیار کمرنگی برایمان تداعی میشود.
کد خبر: ۱۴۴۸۷۳۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۲۰
خاطرات کاغذی
سه موش که نگهبان یک مغازه سوسیس فروشی بودند، مدام با گروهی از گربهها درگیر شده و در مواجهه با آنها آزار و اذیت میشدند. یک روز گربه Eye Patch کتابی را به سمت موشها پرتاب کرد که باعث شد سرنوشت موش و گربهبازیها سمتوسوی دیگری پیدا کند.
کد خبر: ۱۴۴۸۵۱۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۱۹
خاطرات کاغذی
در جنگلی بزرگ و سرسبز جیرجیرکی خوشگذران زندگی میکرد. جیرجیرک از صبح تا شب زیر سایه درختان نشسته و آواز میخواند. برخلاف جیرجیرک، همسایه اش مورچه سیاه حتی یک لحظه هم استراحت نداشت؛ از صبح تا شب کار میکرد و گاه آنقدر خسته میشد که قبل از خوردن شام به خواب میرفت.
کد خبر: ۱۴۴۸۱۵۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۱۶
خاطرات کاغذی
سه کوتوله همسان و همشکل که طی زندگی در جنگل با ماجراها و پیشامدهای متنوعی روبهرو میشدند. این گنومهای جنگلی را با سه رنگ بلوز، شلوار، کفش و کلاه بوقی زرد، آبی و قرمز از هم تمیز میدادیم.
کد خبر: ۱۴۴۸۰۱۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۱۵
خاطرات کاغذی
«دکتر سلامتی»، دکتر مهربان سالمندی که تخصصش کودکان بود. دکتری که بچهها او را در جایگاه پدربزرگ خود میدیدند و به جهت رفتار و برخورد ملایم و صبورانهاش خیلی عالی میتوانست رگ خواب بچهها را بهدست آورد و کمک کند که آنها به ترسی که از رفتن به مطب دکتر دارند بهراحتی غلبه کنند. از حاذق بودن این دکتر دنیای کارتونها همین بس که او حتی میتوانست اسباببازیهای شکسته بچهها را هم «شفا» دهد! حتی قادر بود در بدن اسباببازی اژدها قلب بگذارد! ماجرای یکی از قسمتها این بود که دختربچهای دچار دنداندرد شد، او در خیالات کودکانهاش احساس میکرد که شیرعروسکیاش هم دنداندرد دارد و از این بابت ناراحت است پس همراه با اسباببازیاش راهی مطب دکتر سلامت شد و از او خواست که دندان شیر را هم مداوا کند.
کد خبر: ۱۴۴۷۸۱۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۱۴
خاطرات کاغذی
این کارتون شاد و مهیج در جهانی خیالی روایت میشد، زمانی که یک جنگ جهانی ویرانگر دنیا را به نابودی کشانده بود و بقایای این نبرد زندگی انسانها را تهدید میکرد، قهرمان داستان ما بی خبر از این دردسرها در جزیره دور افتادهای برای خودش خوش میگذراند.
کد خبر: ۱۴۴۷۵۸۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۱۲/۱۳