خاطرات کاغذی
«شکار ببر! چه راز بزرگی، چه تجربهای، انسان با حیلههای انسانی خود با خشم دشمن جانش یعنی «ببر بنگال» مقابله میکند؛ حیوانی با وزن ۲۵۰ کیلو. ترسناکترین، درندهترین، گزندهترین و بیرحمترین حیوان جنگل که نعرهاش لرزه بر اندام هر انسانی میاندازد و...» این جملات، روایت راوی از ببری بود که گوفی شکارچی، سوار بر فیلی بزرگ در پی آن به تاریکترین و ناشناختهترین مناطق جنگل پای گذاشته بود.
کد خبر: ۱۴۷۵۹۴۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۵
خاطرات کاغذی
دینکی، جوجه اردک سیاهرنگی که قبل از اینکه از تخم درآید از مادرش دور افتاد. وقتی سر از تخم درآورد اولین موجود زندهای که به چشمش آمد خوک و بچههایش بودند.
کد خبر: ۱۴۷۵۷۵۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۴
خاطرات کاغذی
این کارتون بی کلام که حکایت جدا افتادگی و بعد وصال دوباره یک گوساله نر و مادرش بود. گوساله بازیگوش در تلاش برای شناخت دنیای اطرافش و بی خبر نسبت به خطراتی که می توانست او و مادرش را تهدید کند، در حالی که سرخوش از چرای دشت در کنار مادرش بود، به ناگاه مورد حمله دو گاو چران قرار گرفت.
کد خبر: ۱۴۷۵۵۷۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۳
خاطرات کاغذی
خانواده خرسها تشکیل شده بود از پدر (چارلی)، مادر (بثی) و یک پسر نوجوان و یک دختر کوچک. شخصیت محوری ماجراها اغلب پدر خانواده بود. او مردی مهربان، اما فوقالعاده بدشانس و از نگاه همسرش پدری نالایق بود.
کد خبر: ۱۴۷۵۳۵۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
خاطرات کاغذی
در قلب یک جنگل سحرآمیز قلمرو انسانهای بسیار کوچکی وجود داشت که حتی به اندازه یک بند انگشت هم نبودند. آنها سالهای زیادی به دور از چشم انسانها زندگی میکردند تا اینکه یک روز مردی بهدنبال یافتن موجوداتی عجیب به جنگل آمد تا از آنها برای سیرکش استفاده کند.
کد خبر: ۱۴۷۵۱۴۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۰
خاطرات کاغذی
ماجرای یک شیر انساننما که پادشاهی بدخلق، خودخواه و نفرتانگیز بود و با سلطنتی نامحبوب، حکومت میکرد. دائما با وضع قوانینی مضحک به رعایای خود ظلم میکرد، غافل از اینکه چقدر مورد نفرت حیوانات جنگل است.
کد خبر: ۱۴۷۵۰۱۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۹
خاطرات کاغذی
در شهر نیویورک دهه ۱۹۸۰ چند بچهگربه در جعبهای بیرون مغازه رها شده بودند. همه آنها به جز یکی، مورد پسند مردم قرار گرفته و جعبه را ترک کردند. این بچهگربه نارنجیرنگ که الیور نام داشت در خیابانها سرگردان و بهدنبال کسی بود که او را به فرزندی قبول کند.
کد خبر: ۱۴۷۴۸۳۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۸
خاطرات کاغذی
در حالی که هفت سال از قرن بیستویکم میلادی گذشته، زمانی که آمریکا در حال ساخت ایستگاه ماهوارهای جدیدی در فضاست، مردم این کشور دچار یک لغزش زمانی میشوند.
کد خبر: ۱۴۷۴۶۴۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۷
خاطرات کاغذی
سامی که مادرش را در اثر تصادف رانندگی از دست داده با پدر و برادر کوچکش جک، زندگی میکند. برادر دو ساله او به مراقبت زیادی نیاز دارد و این مسئولیت خارج از توان یک پسر ۱۱ ساله است.
کد خبر: ۱۴۷۴۴۸۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۶
خاطرات کاغذی
«مککوئین»، ماشین مسابقه تازهکاری که برای برندهشدن حاضر بود، اخلاقیات را زیر پا بگذارد. یک روز پس از چند برد متمادی رقیبش، عصبانی شده و تصمیم گرفت تلافی کند، اما در یک جابهجایی، به طور غافلگیرکنندهای وارد یک شهر قدیمی شد.
کد خبر: ۱۴۷۴۲۱۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۴
خاطرات کاغذی
حیوانات با نگاه کردن به چاه آب متوجه شدند آب تصویر آنها را منعکس میکند، این موضوع آنقدر غیرقابل باور بود که میمون در تلاش برای نزاع با انعکاس خود، نزدیک بود جانش را از دست بدهد. در همین حین، شیر جنگل به شکار رفته و گورخر بالغی را شکار کرد.
کد خبر: ۱۴۷۳۹۰۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۲
خاطرات کاغذی
ماجرای سه تا بچه گربه بانمک به نامهای پیشی، میشی و موشی که با خرید خانهای مشترک در کنار هم زندگی میکردند. آنها تجربههای مختلفی که در حین فعالیتهای روزانه داشتند را با بچهها به اشتراک میگذاشتند. مثلا مرتب کردن باغ، حمام کردن، کشیدن نقاشی، دوخت و دوز لباسها، پختن غذا و حتی یاد گرفتن قواعد راهنمایی و رانندگی.
کد خبر: ۱۴۷۳۵۸۴ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۳۱
خاطرات کاغذی
روزیروزگاری پسری چوپان که هر روز برای گلهداری به کوه میرفت، خیلی احساس بیحوصلگی کرد؛ بنابراین به این فکر افتاد که مردم روستا را برای سرگرمی، اذیت کند.
کد خبر: ۱۴۷۳۲۸۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۸
خاطرات کاغذی
گوش مخملی، چشم دکمهای و پنجه مخملی سه خرس نوازشگر بامزه بودند که با صاحبان خود به سفری بزرگ در دل جنگل رفتند. حیوانات عروسکی بسیار هیجان زده بودند که برای اولین بار در آن بعد از ظهر آفتابی یکشنبه به جنگل میآیند. چیزهای زیادی برای دیدن، بوییدن و شنیدن برای آنها وجود داشت. خرسهای عروسکی در حالی که مشغول قدم زدن و کاووش و البته بازیگوشی در گوشه و کنار جنگل بودند، یک دفعه متوجه شدند که از صاحبانشان دور مانده و گم شده اند.
کد خبر: ۱۴۷۳۰۹۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۷
خاطرات کاغذی
ماجرا در میان قبایل ماسایی، از مشهورترین اقوام آفریقایی که در مرز میان دو کشور کنیا و تانزانیا و در دشتهای دامنه کوه کلیمانجارو زندگی میکردند، جریان داشت. تام، پسر سرخپوستی که هیچ خاطرهای از گذشته خود نداشت، در بین قبیله ماساییها بزرگ شد.
کد خبر: ۱۴۷۲۹۶۷ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۶
خاطرات کاغذی
ایزدان به اهالی روستایی که مورد تهدید مهاجمان دریایی بودند، سیستم دفاعی ویژهای بخشیدند، به این شکل که وقتی دشمن حمله میکرد آنها با گرزی جادویی به صخرهای بزرگ ضربه زده و از این ضربه، صدایی طنینانداز میشد که از قدرت مهاجمان میکاست.
کد خبر: ۱۴۷۲۷۸۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۵
خاطرات کاغذی
در اوایل دهه ۱۹۰۰ که کسب درآمد متوسط برای مردم ژاپن مشکل بود، دختر نوجوانی به نام فومیکو با والدینش امرار معاش خود را از دستفروشی دارو بهدستمیآوردند.
کد خبر: ۱۴۷۲۶۰۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۴
ماجرای بین زاغ و مار بدجنس، برگرفته از حکایتهای کتاب «کلیله و دمنه» بود. داستان زاغی که بر بلندای درختی لانه داشت و از قضا در همسایگی او یعنی پای درخت، ماری سیاهرنگ لانه کرده بود. هر وقت زاغ بهدنبال غذا از لانه خارج میشد، مار بر تنه درخت خزیده، خود را به جوجهها و تخمهای زاغ رسانده و آنها را نوشجان میکرد.
کد خبر: ۱۴۷۲۴۴۰ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۳
خاطرات کاغذی
این کارتون تکقسمتی براساس داستانی عامیانه از قبایل ماسایی کشور کنیا به تصویر کشیده شده بود و آن را با روایت دلنشین هوشنگ کرمانی به تماشا مینشستیم. زندگی کرمابریشمی که از سفر در جنگل و خطر طعمهشدن خسته شده بود.
کد خبر: ۱۴۷۲۱۳۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۰
خاطرات کاغذی
روابط دوستانه روباه، گورکن و خرس وجه متفاوتی از زندگی این حیوانات را به بچهها نشان میداد. هرکدام روحیه متفاوتی داشتند. روباه داستان مثل اجدادش در دنیای کارتونها، همچنان حیلهگریهای خودش را داشت.
کد خبر: ۱۴۷۱۹۵۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۹