lا در زبان فارسی گاهی کلمه «وحدت» را در معنای اتحاد به کار میبریم. اتحاد به معنای این است که دو یا چند شیء موجود، به یک شیء تبدیل شوند. ولی اگر بخواهیم دقیقا در جای درستش از وحدت استفاده کنیم و منظورمان هم قرار گرفتن در مسیر اتحاد باشد باید از عبارت وحدت کلمه استفاده کنیم. عبارتی که سعی دارد به همه اقشار یک جامعه گوشزد کند ما همگی حول محور یک موضوع و مفهوم اصلی گردهم آمدهایم. مثلا وقتی صحبت از اتحاد ملی است همه ما بحثمان میهن است؛ به اهتزاز در آوردن پرچم کشور.اولین بار امام خمینی(ره) از این عبارت استفاده کردند. آن هم در سخنرانی خودشان در فرودگاه؛ درست دقایقی بعد از ورودشان به ایران پس از سالها تبعید. نگرانی ایشان آنقدر در حفظ اتحاد شکل گرفته در میان مردم زیاد بود که تنها یک روز پس از پیروزی انقلاب در سخنرانی خود گفتند: «از این بهبعد توجه به بسیاری از امور لازم است که عمده آن توجه به حفظ وحدت کلمه است. ما در بین مبارزه هستیم و باز محتاج به وحدت کلمه هستیم؛ باز باید همه اقشار با هم برادروار و در کنار هم آماده باشند برای مبارزه و جلوگیری از تشتتات و اختلافات. اگر خدای ناخواسته اختلافات پیدا شوند معلوم نیست که ما به پیروزی نهایی برسیم.»
دیدید اگر دندانتان درد بکند انگار کل وجودتان بههم میریزد. با خودتان میگویید یک دندان به این کوچکی از اعضای بدنم درد میکند، آن وقت چه ربطی به سر و قلب و بقیه بدنم دارد؟! رازش را در همین بخش میفهمی.امروز یکی از موضوعاتی که معلوم میکند چه کسانی فقط در لفظ مسلمانند و کدام مسلمان واقعیاند، ماجرای غزه است. وقتی دم از اسلامی میزنیم که امام اولش جایی فرموده وای بر مسلمانی که بفهمد خلخال از پای زن یهودی بیرون کشیدهاند و بیتفاوت باشد. چطور میشود در برابر این نسلکشی، آن هم در مورد یک جمع مسلمان مظلوم مثل مردم فلسطین ساکت ماند؟!
واقعیت این است که زندگی اقوام اولیه بشر، به جهت سادگی و فطری بودن، توأم با وحدت و بهدور از اختلاف بوده است اما با گذشت زمان و توسعه جوامع بشری، بر سر عقاید و حق و حقوق، اختلافات و تضادها پدید آمده. یعنی راستش را بخواهید انسانیت حکم میکند در برابر ظلمی که به یک انسان میشود بقیه سکوت نکنند. خدا رحمت کند سعدی را که گفت:
بنیآدم اعضای یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار
وقتی وارد یک جمع میشویم، گاهی مجبوریم منافع فردی را بهخاطر منافع جمع کنار بگذاریم. این مسألهای است که باعث ماندگاری یک جمع میشود. یعنی اگر قرار باشد هرکس به فکر خودش باشد و نفع جمع در نظر گرفته نشود، یا آن فرد از گروه کنار گذاشته خواهد شد یا آن گروه از هم میپاشد. در یک جامعه به میزانی که آدمهایش حاضرند پای منافع جمعی بایستند و قید منافع شخصی خود را بزنند میگویند همبستگی. همبستگی اجتماعی نشاندهنده میزان انسجام یک جامعه و میزان اهمیت اعضای آن به منافع جمعی است. اعتماد اجتماعی، همکاری اجتماعی، احساس تعلق و ارزشهای مشترک هم از شاخصههای مهم این مفهومند.
اگر بخواهیم میزان همبستگی اجتماعی در یک کشور بالا برود باید به چند چیز توجه کنیم:
الف) عدالت اجتماعی: اگر بین آدمهای مختلف یک جامعه تبعیض وجود داشته باشد، از همدلی و همراهی کسانی که در حقشان ظلم شده کاسته میشود.
ب) بهبود وضعیت اقتصادی مردم: بههرحال معیشت کسی اگر آنقدر تحت فشار باشد که حتی از پس امور اولیه زندگیاش برنیاید شاید مجبور شود منافع شخصیاش را ترجیح دهد.
ج) فرهنگ مدارا: اینکه مردم هوای همدیگر را داشته باشند نکته مهمی است؛ چیزی که خوشبختانه در کشور ما رایج است. در همین جنگ ۱۲روزه هم نمونههای زیادی از همدلی و همراهی و محبت میان مردم را شاهد بودیم.
نقش رسانهها در ایجاد وحدت و اتحاد ملی خیلی خیلی مهم است. باید از رسانهها برای ترویج فرهنگ همبستگی و همدلی، مبارزه با نفرتپراکنی و تبعیض و افزایش آگاهی عمومی با ارائه اطلاعات دقیق و معتبر کمکگرفت. خیلی اوقات آنچه در رسانههای رسمی و غیررسمی در مورد حال مردم یک جامعه مطرح میشود با واقعیت متفاوت است.بعد از جنگتحمیلی ۱۲روزه وقتی دشمن دید همه نقشههایش نقشبرآب شد، دوباره عزمش را جزم کرد تا روی نقطه قوت جامعه ما یعنی همین همبستگی و همدلی اجتماعی دست بگذارد. شاید این روزها بهخصوص در فضای مجازی اخبار مختلف و تحلیلهای ضدونقیضی بشنوید و ببینید از اینکه بله در آن ایام خیلی همدل بودیم ولی بعد از آن فشارهای اقتصادی و بسیاری موضوعات دیگر جامعه ما را دچار گسست کرده و دیگر مردم مثل قبل پای کشورشان نیستند.این دقیقا همان تلاش رسانهای غرب است که عدهای هم در داخل خواسته یا ناخواسته دارند آب در آسیاب دشمن میریزند و با حرفهای بیپشتوانه زمینه تضعیف همدلی و اتحاد داخلی را فراهم میکنند.اما واقعیت این است که عموم مردم همچنان پای استقلال و عزت این کشور ایستادهاند و از هیچ تلاشی برای حفظ آن فروگذار نخواهند کرد.
ما درتقویم هفتهای داریم به نام وحدت.این هفته وحدت البته بیشتراز هر چیزی هدفش ایجاد اتحاد و یکپارچگی بین مسلمانان است. فارغ از اینکه چه مذهبی داشته باشند و در کل اهل سنت باشند یا شیعه. ایام میلاد حضرت رسول اکرم(ص) یعنی میان دو روایتی که از تاریخ تولد آن حضرت در بین اهل سنت و شیعیان مطرح است بهعنوان هفته وحدت یاد می کنند؛ که این هم از ابتکارات امام روحالله بود. رهبرمعظمانقلاب در بیاناتی به اهمیت این ماجرا اینگونه اشاره کردند: «امروز بیش از همیشه اهمیت این ابتکار بزرگ امام راحل [در تعیین هفته وحدت] آشکار شده است. روزی که امام بزرگوار هفته وحدت را اعلام کردند و وحدت مذاهب اسلامی وفِرَق اسلامی رادر جهتگیریها و گرایشهای عمومی، سیاسی و اجتماعی خودشان مطرح کردند، آن روز خیلی از مخاطبان واقعی این پیام نتوانستند اهمیت آن را درک کنند؛ ازجمله مسئولان خیلی از کشورهای اسلامی اصلا نفهمیدند چقدر این پیام مهم است. خیلیها هم لج کردند؛ یعنی به دنبال اغراض گوناگونی که داشتند، این پیام را ندیده گرفتند. امروز ما میفهمیم که این پیام چقدر مهم بوده. حوادثی که امروز اتفاق افتاده، این اختلافات گوناگونی که میان کشورهای اسلامی وجود دارد، حوادث هولناکی که در بعضی از کشورهای منطقه، سوریه، عراق و در یک برههای در لیبی، یمن و افغانستان رخ داده؛ انسان میفهمد چقدر اتحاد دنیای اسلام مهم بود و چقدر یکپارچگی امت اسلامی عنصرذیقیمتی بود که امام(ره)آن رادرخواست ومطرح کردند که اگر بود، بسیاری از این قضایا اتفاق نمیافتاد.»
ماجراهای زیادی درباره قوم بنیاسرائیل یا همین یهودیان وجود دارد. یکی را که به بحث ما مربوط است برایتان نقل میکنم. داستان از این قرار است که حضرت موسی(ع) ۳۰روز برای عبادت به کوه طور رفت و خدا به او فرمود باید ۱۰روز دیگر اینجا بمانی. حضرت موسی(ع) هم برادرش هارون را مامور کرد جانشین اش در قوم باشد. در این ۱۰روز، فردی به نام سامری از قوم بنیاسرائیل مردم را فریب داد و عده زیادی را گوسالهپرست کرد. حضرت موسی(ع) بعد از اینکه دید برخی از مردم گوسالهپرست شدهاند، به برادرخودگفت چرا کاری نکردی و مانع گوسالهپرست شدنشان نشدی؟!
هارون در پاسخ گفت: من را توبیخ نکن! ترسیدم بگویی میان بنیاسرائیل تفرقه انداختی و سفارش من را در حفظ وحدت رعایت نکردی. ببینید چقدر حفظ اتحاد مردم در یک جامعه مهم است که گاهی مدیر و رهبر آن در مورد چیزی سکوت میکند تا لااقل جامعه از هم نپاشد. نه اینکه آن مورد درست باشد، بلکه چیز مهمتری به نام وحدت را در نظر گرفته است.
من لااقل بالای ۱۵۰بار در جمعهای کوچک و بزرگ درباره اینکه باید به رسالتمان و دلیل بهدنیاآمدنمان توجه کنیم حرف زدهام و در همین یکی دو شماره قبل هم دربارهاش صحبت کردیم؛ اما الان میخواهم یک نکته مهمتر بگویم و آنهم توجه به سبک زندگی است. اگر سبک زندگی ما درست نباشد به هیچکدام از اهدافمان نمیرسیم. مثلا در مورد همین وحدت و اتحاد ملی؛ اگر سبک زندگی مردم جامعه درست نباشد، هرگز محقق نمیشود.لازمه این امر آن است که همه به سبک زندگی ایرانی ــ اسلامی رویبیاوریم. خانواده در این مدل، بهعنوان هسته اصلی جامعه و مهمترین نهاد تربیتی مورد توجه قرار است. احترام به والدین، محبت و مراقبت از اعضای خانواده و ایجاد روابط صمیمی و پایدار، ازجمله ارزشهای مهم این سبک زندگی است. خانواده بهعنوان مکانی برای انتقال ارزشها و اصول اخلاقی به نسلهای آینده، در پرورش افراد سالم و متعهد به جامعه نقش حیاتی ایفا میکند. نکته مهم دیگر این است که کار و تلاش در سبک زندگی ایرانی ــ اسلامی از اهمیت ویژهای برخوردار است. افراد تشویق میشوند تا با کار و تلاش صادقانه، به بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود و جامعه کمک کنند.تلاش و کار، نهتنها به فرد احساس ارزشمندی میدهد، بلکه به توسعه و پیشرفت جامعه نیز کمک میکند. سبک زندگی ایرانی ــ اسلامی به حفظ و احترام به محیطزیست و منابع طبیعی تأکید دارد. افراد تشویق میشوند تا با استفاده بهینه از منابع طبیعی و تلاش برای حفظ محیطزیست، به ایجاد یک جامعه پایدار و سالم کمک کنند. این ارزش، به افراد مسئولیتپذیری در قبال محیطزیست و آیندگان را یادآوری میکند. یکی از ارزشهای مهم سبک زندگی ایرانی ــ اسلامی، کمک به نیازمندان و حمایت از افراد ضعیف و ناتوان است. مردم تشویق میشوند تا با کمکهای مالی و غیرمالی، به بهبود وضعیت افراد نیازمند کمک کنند. این ارزش، به تقویت همبستگی اجتماعی و ایجاد روابط انسانی مبتنی بر محبت و همدلی منجر میشود.