
جامجمسرا: وقتی بادبادک بازی میکنی پایت روی زمین است و سرت به سوی آسمان؛ به اوج گرفتن و صعود فکر میکنی و این که چطور خودت و اسباببازیات را در جهت باد موافق قرار بدهی، اما هنگام بازی کردن با یک وسیله رایانهای باید مدام به یک نقطه خیره بشوی و با عصبانیت دکمهای را تندتند فشار بدهی. به این امید که شلیک اسلحهات تعداد بیشتری از سربازان دشمن را هلاک کند.
آنها نمیدانند چطور کاغذهای بیجان پس از ساعتها تلاش و دردسر بال درمیآورند و پرواز میکنند. نمیدانند پشت این بازی به ظاهر آرام چقدر هیجان خوابیده است. کافی است یک لحظه ناخودآگاه نخ را رها کنی و بادبادک با سرعتی نزدیک به سرعت هواپیما از جلوی چشمانت دور شود. آن وقت باید لاشه بادبادکت را از لای کابلهای برق و شاخههای درختان چند کیلومتر آن طرفتر بیرون بکشی. تو باید به عنوان هدایتکننده بادبادک هر چند دقیقه یکبار نخ را کمی به پایین بکشی و رها کنی. این طور بادبادکت در آسمان ابراز وجود میکند و بیشتر اوج میگیرد. نسل جدیدیها طعم این جور بازیها را نچشیدهاند.
آنها ترجیح میدهند تبلت به دست بگیرند و عکسهای دوستان مجازیشان را لایک بزنند. آنها همچنان عطش کشتن غول بازیهای رایانهای را دارند و کنجکاوند بدانند در مرحله بعدی هر بازی چه خبر است. گاهی سالها در حسرت رکورد زدن و امتیاز گرفتن میمانند و یکباره چشم باز میکنند و میبینند کودکیشان را پای این دستگاه خشن گذاشتهاند. آنها تقصیری ندارند؛ ذائقهها عوض شده است. (ضمیمه چمدان)
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد