چند سال پیش بود که ما زیر همین گنبد کبود زندگی میکردیم. زنهای خانهدار برنامههای خانواده و آشپزی تماشا میکردند و در نهایت هم در چند شبکه آنطرف آبی اجرای زنده موسیقی یا نماآهنگهای ضعیف و دست چندم را دنبال میکردند. همین روزها بود که پای یک شبکه بهنام فارسیوان به میان آمد؛ شبکهای که ذائقه خانمهای خانهدار را عوض کرد.
ذائقه مردها را هم عوض کرد. کمکم خانمهای کارمند هم معتاد به دیدن تکرار قسمتهای مختلف آن شدند و شبها برایشان دیدن این سریالها مهمتر از رسیدگی به خانه شد.
جوانها و نوجوانها هر جا میرفتند، از پوشش و زیبایی و اتفاقات سریالهای این شبکه صحبت میکردند؛ سریالهایی که با بیوفایی آغاز میشد و با خیانت به پایان میرسید.
خیانت بهعنوان اتفاقی که در همه دنیا و در هر فرهنگ و زبانی اتفاقی ناپسند محسوب میشود، با این فیلمها در خانههای ما آرام و بیسر و صدا جای خود را باز میکرد، آن هم آنقدر نرم که شاید خودمان هم حواسمان نبود چه اتفاق وحشتناکی در حال رخ دادن است.
حالا هم زمان گذشته، تب فارسی وان فروکش کرده اما بیوفایی در ذهن جامعه ما دیگر قبح گذشته را ندارد. پیامهایی که در فضاهای مجازی و بخصوص شبکههای اجتماعی و گروههای وایبری رد و بدل میشود، آنقدر رنگ شوم بیوفایی را در خود دارد که آدم گاهی به چشمهای خودش شک میکند و دوباره نوشته را از نظر میگذراند.
چرا چشمهایمان را بسته بودیم تا آنها که به کودکان خود میآموزند خیانت زشت و نکوهیده است بخواهند آن را در چشم ما عادی جلوه دهند؟ چرا حواسمان نبود؟ چه شد که بیوفایی اینقدر آرام و بیصدا مثل مار خزید و به ذهن جامعه ما آمد؟ آنقدر که حالا هیچ جا از تبعاتش در امان نباشیم و هر جا میرویم در قالب طنز، خبر یا هر چیز دیگری با آن روبهرو باشیم، آنقدر که گاهی بخواهیم چشمانمان را ببندیم و گوشهایمان را بگیریم.(زینب مرتضایی فر/گروه فرهنگ و هنر)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد
هر اصلاحی را باید از خود شروع كرد
شاید پل ویران شده راه برگشت را مسدود كرده باشد
اما ادامه ی راه اگر بخواهیم پرواز را نوید می دهد
فقط باید این تلخی را پذیرفت
كه زیبایی های زیادی را در اشتباهات گذشته باختیم زیبایی ها همچون عشق
اما
دوست داشتن اطرافیانی كه طینت پاكی دارند اگرچه به داغی تب عشق ما نخواهد رسید
ولی نجات دهنده ی فردای من و توست
گذشتم از تو... كه عشقت با من چه ها كرد و مرا به ناكجاها برد
گذشتم و توهم هیچ مگو و تنها بگذر
ونجات آدمها بیاندیش...