برچسب ها - قصه

گزارش جام‌جم از سریال «یادگاری‌های مادربزرگ»
مهارت‌های پیشگیری از اعتیاد دستمایه ساخت سریالی شده به نام «یادگاری‌های مادربزرگ» که برای پخش از شبکه دو آماده شده و تیتراژ آن در حال ساخت است.
کد خبر: ۱۰۹۰۵۷۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۸/۱۴

کد خبر: ۹۶۶۱۳۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۱۸

شخصیت محوری سریال عروسکی است به نام زی زی گولو آسی پاسی دراز کوتا تابه‌تا که از سیاره ناشناخته‌ای به زمین آمده و مهمترین توانایی او این است که با خواندن ورد « زی زی گولو آسی پاسی دراکوتا تابه‌تا»، کارهای خارق‌العاده انجام می‌دهد.
کد خبر: ۸۰۵۰۴۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۳/۱۹

با فریبا کلهر، داستان‌نویس و خالق قصه‌های یک دقیقه‌ای
فریبا کلهر به نسلی تعلق دارد که به قول خودش وقتی شروع به نوشتن کرد، نادیده گرفته شدن کسانی همچون او، رسم روزگار بود. او درباره روزهای سختی که بر خودش و هم نسلانش رفته است، می‌گوید: «اگر نبود حمایت یکی دو نفر آگاه و دلسوز، زیر آن همه تحقیر و به حساب نیاوردن، کاملا له می‌شدیم.» با همه این شرایط سخت، او فریبا کلهر است، یکی از چهره‌های ادبیات کودک و نوجوان که البته حالا چند رمان بزرگسال هم در کارنامه ادبی خود ثبت کرده است.
کد خبر: ۷۹۹۶۲۸   تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۲/۳۰

جام جم سرا- دو فرشته از این شهر به آن شهر مسافرت می‌کردند تا وظایفشان را در مناطق مختلف انجام دهند. آن دو هر شب در یک منطقه اتراق می‌کردند. یک شب فرشته‌ها به منزل زن و مرد ثروتمندی رسیدند و از آنها خواهش کردند اتاقی برای همان شب به آنها بدهند.
کد خبر: ۷۹۷۱۵۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۲/۲۲

جام جم سرا- وقتی پنج سال بیشتر نداشتم پدرم فوت کرد. در آن زمان بچه بودم و چیز زیادی از دنیا نمی‌دانستم، اما متوجه شده بودم که مدتی است پدر حضور ندارد و فضای خانه غم‌آلود شده و این گویای خیلی چیزها بود. پس از گذشت مدتی که اوضاع روال درست‌تری پیداکرد، برادرم که هشت سال از من بزرگ‌تر است شروع به مراقبت کردن از من و مادرم کرد.
کد خبر: ۷۸۷۷۱۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۱/۲۵

آنونس « قصه های شیفولی و نی نی» انیمیشنی که برای خردسالان ساخته شده است منتشر شد.
کد خبر: ۷۸۳۶۱۹   تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۱/۱۳

روایتی از عشق
جام جم سرا:‌ گفت: «امروز، روز عشق است.» پرسیدم: «یعنی فقط امروز را عاشقی؟» پاسخ داد: «معلوم است که نه!». گفت: «به کسی هدیه نمی‌دهی؟»
کد خبر: ۷۶۹۶۵۶   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۱/۲۳

کد خبر: ۷۶۹۲۹۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۱/۲۱

برنامه رادیویی کتاب شب علاوه بر معرفی و تحلیل کتاب برای شنونده‌های خود‌‌‌مان نیز می‌خواند
کد خبر: ۷۶۸۳۷۸   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۱/۲۱

روایت زندگی
یک بار هم نشسته بودیم توی پژوی ٥٠٤ پیرمرد مسافرکش. از این قدیمی‌ها که درشان سنگین است. پیرمرد وقت سوار شدن به تک‌تک‌مان گفته بود: «در را یواش ببند، خیلی یواش» و تا کمر خم شده بود عقب که جلوی محکم بسته شدن در را بگیرد. تا این که مسافر چهارم رسید.
کد خبر: ۷۵۲۴۲۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۰۴

زن مسنی در صندلی عقب کنار زنی جوان می‌نشیند که عکس جوانی در دست دارد. عکس از دستش می‌افتد، روی پای زن جوان.
کد خبر: ۷۴۶۶۳۸   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۹/۱۶

نمی‌دانم سیما به چه قصد و هدفی مرا به دنبال خودش کشانده! احتمالا شاهدی برای زجر کشیدنش می‌خواهد. همین‌طور که به سیما نگاه می‌کنم و صورتش را می‌بینم که قرمز شده، گوش‌هایم هم صدای سحرانگیز برخورد گوشواره‌های طلا روی کفه ترازوی طلافروشی را تعقیب می‌کند.
کد خبر: ۷۴۳۰۰۷   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۹/۰۵

چند دقیقه‌ای همه فکر کردیم یکی از تکنیسین‌های مترو است؛ وقتی قطار ایستاد، با چند نفر هم سن و سال خودش وارد شد که بعد فهمیدیم همه دوست و بچه محل هستند. همان اول جدا از بقیه پا تند کرد و مثل مهندسی که دستوری از اتاق فرمان گرفته باشد، یکراست رفت سراغ قاب چراغ نئونی سقف و با یک حرکت ماهرانه جدایش کرد.
کد خبر: ۷۴۰۴۹۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۲۹

مادر وارد خانه شد، صدای بسته شدن در پشت سرش، باعث شد تا پدر سرش را از روی روزنامه بلند و به او نگاه کند.
کد خبر: ۷۳۹۶۲۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۲۷

اگر حاجی هر سال برای صدای زنگ موبایل به بر و بچه‌های هیئت تذکر می‌داد، امسال «دینگ دینگ»‌های پشت سر هم، صدای موبایل را از یاد حاجی برد. موبایل‌ها گهگاهی زنگ می‌خورد اما صدای وایبر بچه‌ها قطع شدنی نبود.
کد خبر: ۷۳۷۶۶۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۲۱

بی‌بی تمام این سال‌ها نذرش را ادا کرده بود. از وقتی پسرش شش سالش بود تا امسال، سی و چهار سال، همیشه روز عاشورا با «شیر»، از دسته‌های عزاداری پذیرایی می‌کرد.
کد خبر: ۷۳۷۰۶۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۲۰

طبق یک ضرب‌المثل: از هر دست بدهی، از همان دست می‌گیری
عتیقه‌ فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه‌‌ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه‌ای افتاده و گربه‌ای در آن آب می‌خورد.
کد خبر: ۷۳۲۴۲۱   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۰۶

در تاکسی سکوت حکمفرما بود و من تنها مسافر آن بودم! تاکسی که پشت چراغ قرمز می‌ایستد، دست راننده به سوی رادیو ضبط تاکسی دراز می‌شود و صدای گوینده رادیو بلند می‌‌شود.
کد خبر: ۷۳۱۹۷۶   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۰۵

همین دیروز بود که مهمان یکی از دوستانم بودم و کمی ‌دیر به خانه آمدم. داد و فریاد کل خانه را برداشته بود: «شوهر کن بعد هر کاری دوست داری انجام بده». در ۳۷ سالگی اول و آخر هر کاری که می‌خواهم انجام دهم مساوی می‌شود با ازدواج.
کد خبر: ۷۳۰۸۲۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۰۱

نیازمندی ها