جام جم آنلاین - استقلال در لیگ بیست و پنجم یکی از بدترین تیمهای مدعی بود. تیمی که نه میتوانست مدعی باشد نه میتوانست از صدر فاصله بگیرد. جایی بین این دو سِیر کرد و الان هم شرایط به شدت متزلزلی دارد. این شرایط تقریبا برای دیگران مدعیان لیگ هم وجود دارد، سپاهان، تراکتور و پرسپولیس. اما استقلال دیگر بیش از اندازه نوسان داشت. اخراج ساپینتو نشان داد پروژه فنی این تیم به نتیجه مطلوب نرسیده است. ساپینتو در واکنش اولیه گفته بود اگر میماند استقلال را قهرمان میکرد، اما بررسی واقعبینانه شرایط نشان میدهد که حتی با ادامه حضور او احتمال قهرمانی بسیار پایین بود. در ادامه دلایل این موضوع را به صورت تحلیلی بررسی میکنیم.
یک- تنشهای رفتاری و کاهش تمرکز تیم
استقلال با ساپینتو قهرمان بشو نبود، چون رفتارهای ساپینتو درست بشو نیست رفتارهای پرتنش کنار خط و درگیریهای مکرر با داوران و نیمکتهای حریف برای ساپینتو پایانی نداشت. تیمی که سرمربی آن دائماً درگیر حواشی بیرونی باشد ناخودآگاه تمرکز بازیکنانش کاهش پیدا میکند. ساپینتو شاید یادش رفته بود که آرامش روانی یکی از مهمترین ابزارهای قهرمانی است. تیمهای مدعی معمولاً از مربیانی استفاده میکنند که علاوه بر دانش فنی مدیریت هیجانی مناسبی نیز دارند. استقلال در بسیاری از بازیها نشان داد که تحت فشار روانی به راحتی دچار افت کیفیت میشود و بخشی از این مشکل به فضای حاکم بر نیمکت تیم بازمیگردد.
دو- نبود سیستم تاکتیکی پایدار
تیمی که تاکتیک مشخصی ندارد با چه جراتی میخواهد درباره قهرمانی صحبت کند؟ استقلال ساپینتو الگوی تاکتیکی ثابت نداشت. استقلال گاهی با ساختار دفاعی فشرده بازی میکرد و در برخی مسابقات به سمت فوتبال هجومی و انتقالی میرفت. این تغییرات مداوم باعث شد بازیکنان درک واحدی از وظایف خود نداشته باشند.
تیمهای قهرمان معمولاً دارای هویت تاکتیکی مشخص هستند یعنی حتی اگر بازیکنان تغییر کنند سبک بازی تیم قابل تشخیص باقی میماند. استقلال در بسیاری از مسابقات نه در دفاع انسجام لازم را داشت و نه در حمله به ریتم مشخصی میرسید. این مسئله باعث شد که تیم در طول فصل نتواند روند امتیازگیری پایدار ایجاد کند.
سه- فقدان ستارههای سرنوشت ساز
چه چیزی مهمتر از بازیکن موثر و سرنوشت ساز برای یک تیم مدعی قهرمانی وجود دارد؟ استقلال چنین بازیکنی را ندارد. فقدان ستاره است و به قول یکی از پیشکسوتان پیراهن این تیم برای برخی بازیکنان گشاد است.
فوتبال قهرمانی فقط وابسته به مربی نیست. کیفیت و عمق فهرست بازیکنان نقش بسیار مهمی دارد. ترکیب استقلال در این فصل از نظر تعداد بازیکنان سطح بالا محدود بود و در برخی پستها گزینههای جانشین مناسبی وجود نداشت.
وقتی تیمی دچار مصدومیت یا محرومیت میشود تیمهای مدعی باید بتوانند بدون افت محسوس عملکرد ادامه دهند. اما استقلال در برخی بازیها نشان داد که با غیبت یک یا دو بازیکن کلیدی تعادل خود را از دست میدهد. این موضوع به ویژه در فاز هجومی و خلاقیت خط میانی بیشتر مشاهده شد.
چهار- نوسان عملکرد در بازیهای حساس
تیمی که مدام بالا و پایین میرود و چیزی جز نوسان از خود نشان نمیدهد چطور میخواهد قهرمان لیگ شود؟ ساپینتو با استقلال همین بود و حالا ادعا دارد اگر میماند قهرمان لیگ برتر میشد. استقلال در این فصل کاملا سینوسی عمل کرد. گاهی بازیهای بزرگ را با کیفیت قابل قبول میبرد، اما در مقابل در مسابقاتی که روی کاغذ آسانتر به نظر میرسید امتیاز از دست میداد. این ویژگی یکی از نشانههای عدم بلوغ قهرمانی در یک تیم است.
تیمهای قهرمان معمولاً حتی در روزهای بد نیز حداقل امتیاز ممکن را کسب میکنند. اما استقلال در برخی دیدارها پس از پیش افتادن از حریف نتوانست بازی را کنترل کند و با دریافت گلهای ساده، پیروزی را از دست داد. مدیریت نتیجه در فوتبال مدرن اهمیت بسیار زیادی دارد.
پنج- حذف از آسیا و کاهش اعتمادبهنفس تیم
حذف استقلال از رقابتهای آسیایی پس از شکست مقابل باشگاه فوتبال الحسین اردنی ضربه روانی عمیقی به تیم وارد کرد. حذف زودهنگام از آسیا باعث شد تیم یکی از اهداف مهم خود در فصل را از دست بدهد و فشار رسانهای و هواداری افزایش پیدا کند.
شش- مشکلات دفاعی و دریافت گلهای ساده
یکی از نقاط ضعف مهم استقلال در این دوره آسیبپذیری در ساختار دفاعی بود. تیم در برخی مسابقات گلهایی دریافت کرد که ناشی از اشتباهات فردی یا عدم هماهنگی خط دفاع بود. قهرمان لیگ معمولاً خط دفاعی سازمانیافته دارد و تعداد گلهای دریافتی آن کنترل شده است.
در فوتبال مدرن حتی اگر خط حمله قدرتمند باشد ضعف دفاعی میتواند تمام تلاشهای هجومی را خنثی کند. استقلال در بعضی بازیها بعد از گل زدن، به جای مدیریت بازی، عقبنشینی غیرمنطقی داشت و همین مسئله به حریف فرصت بازگشت داد.
هشت- فشار رسانهای و مدیریت باشگاه
فشار رسانهای و انتظارات بالای هواداران نیز عامل مهمی است. استقلال تحت هدایت ساپینتو نتوانست این فشار را تحمل کند. زمانی که نتایج تیم نوسان دارد این فشار بیشتر میشود و فضای کار مربی را دشوار میکند. در چنین شرایطی تصمیمگیریهای تاکتیکی نیز ممکن است تحت تأثیر جو روانی قرار بگیرد.
مدیریت باشگاه نقش مهمی در ایجاد ثبات دارد. تغییرات سریع در کادر فنی یا حواشی مدیریتی میتواند روند آمادهسازی تیم را مختل کند. استقلال در این دوره از نظر ثبات ساختاری نیز چالشهایی داشت.
فراموش کردن تیم ساپینتو
تیم ساپینتو «قهرمان بشو» نبود. ادعای ساپینتو مبنی بر اینکه اگر میماند تیم قهرمان میشد قطعا نادرست است. او فرصت زیادی در اختیار داشت، اما از این فرصت اصلا استفاده نکرد.
مشکلات ساختاری، نوسان تاکتیکی، ضعف عمق ترکیب، فشار روانی و رقابت سخت لیگ باعث میشد مسیر قهرمانی بسیار دشوار باشد. فوتبال قهرمانی فقط به حضور یک مربی یا یک ستاره وابسته نیست. موفقیت پایدار نیازمند ترکیبی از مدیریت قوی، برنامه فنی منسجم، ثبات روانی و کیفیت بالای بازیکنان است که ساپینتو هیچ یک از اینها را نداشت. استقلال در این فصل نشان داد که هنوز برای رسیدن به استاندارد یک تیم کاملاً قهرمان، نیاز به اصلاحات گستردهتری در ساختار فنی و مدیریتی خود دارد. استقلال بعد از ساپینتو مشکلات زیادی دارد. آنقدر زیاد که با آمدن مربی بعدی هم قرار نیست به سرعت همه چیز حل شود. با این شرایط هواداران استقلال به صبر زیادی نیاز دارند.