وودوارد با تکیه بر صدها ساعت مصاحبه با مقامهای ارشد دولت، یادداشتهای داخلی و پیشنویس تصمیمات حساس، تصویری از تقابل میان یک رئیسجمهور نامتعارف و دستگاه بروکراتیک جاافتاده واشنگتن ترسیم میکند.
تاریخ شفاهی یک دولت بحرانزده
ترس از منظر روایی شبیه یک گزارش بلند تحقیقی است. وودوارد با استناد به مصاحبههای ضبطشده با مشاوران امنیتی، اقتصادی وسیاسی دولت ترامپ، تلاش داردروندهای تصمیمسازی رابهصورت صحنهبهصحنه بازسازی کند.اگرچه بسیاری از منابع او ناشناس ماندهاند اما چهرههایی چون رینس پریبس، گری کوهن، راب پورتر، جیمز متیس و جان داود، نقشی برجسته و مشخص در روایت دارند. منتقدان نشریاتی چون نیویورکتایمز و NPR تأکید کردهاند که این کتاب برخلاف برخی آثار جنجالی درباره ترامپ (مانند «آتش و خشم»)،بهجای اتکا به تحلیلهای حدسی،سعی میکند دیالوگها و نشستها را بر پایه اسناد و شنیدههای مستقیم بازآفرینی کند؛ هرچند این انتخاب گاهی لحنی خشک و بدون پیرایه به متن میدهد.
درون «شهر دیوانهها»
ترامپ در روایت وودوارد، رئیسجمهوری است بیاعتماد به نهادها و متخصصان، بیحوصله نسبت به گزارشهای فنی و امنیتی،شیفته نمایش رسانهای وعلاقهمند به تصمیمهای ناگهانی واعلامی.مشاوران او،ازمتیس تا کوهن،بارها ناچار میشوند اطلاعات را برایش «فیلتر» کنند یا با پنهان کردن برخی اسناد، پیامدهای تصمیمات شتابزده او را کاهش دهند. یکی از صحنههای مشهور کتاب، روایتگری کوهن و راب پورتر از برداشتن پیشنویس فرمان خروج از توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) از روی میز ترامپ است؛ اقدامی که بهگفته وودوارد، برای جلوگیری از پیامدهای اقتصادی و امنیتی گسترده انجام شد. وودوارد این وضعیت را«فروپاشی عصبی قدرت اجرایی درقدرتمندترین کشور جهان» توصیف میکند.
کاخ سفید؛ باغوحشی بدون دیوار
وودوارد با نقل قولی از رینس پریبس، کاخ سفید زمان ترامپ را «باغوحشی بدون دیوار» مینامد؛ فضایی آشفته و چندپاره که در آن شخصیتها و جریانهای گوناگون - از مشاوران امنیت ملی تا حلقه خانوادگی رئیسجمهور - پیوسته درگیر رقابت، دخالت و تشکیل ائتلافهای موقت هستند. ایوانکا ترامپ و جرد کوشنر بارها در روند تصمیمگیری مدیران اجرایی دخالت میکنند، بیآنکه مسئولیت مستقیمی داشته باشند، نقش استیو بنن نیز همچون «روح سرگردان» کاخ سفید است که حتی پس از خروج رسمیاش از دولت، با تماسها و پیامها بر مسیر تصمیمات اثر میگذارد. از گزندهترین نقلقولهای کتاب، سخن جان کلی، رئیس دفتر وقت کاخ سفید است که ترامپ را «احمق» میخواند و میگوید: «قانع کردنش بیفایده است. از ریل خارج شدهایم. اینجا شهر دیوانههاست.»
تعرفههایم را بدهید
یکی از خطوط اصلی کتاب، تقابل ترامپ با تیم اقتصادیاش بر سر سیاستهای تجاری است. وودوارد نشان میدهد که چگونه ترامپ با درکی سادهانگارانه از مفهوم کسری تجاری، بر آغاز جنگ تعرفهای با چین، اروپا و حتی متحدان نزدیک آمریکا اصرار میکرد. او بارها از مشاورانش با عصبانیت میخواهد: «تعرفههایم را بیاورید.»
گری کوهن ودیگران تلاش میکنند بادادهها ونمودارها توضیح دهند که تجارت آزاد درمجموع به نفع اقتصاد آمریکابوده اما به نقل ازیکی ازمنابع:«رئیسجمهور علاقهای به یاد گرفتن نداشت؛میخواست چیزی را که از قبل باور داشت، تأیید کند.»
در نهایت تنشها به استعفای گری کوهن منجر میشود؛ نقطهای که کتاب آن را لحظهای کلیدی در رادیکالتر شدن سیاستهای اقتصادی دولت میداند.
فاصله میان تصمیم و توییت
بخش مهمی از کتاب به سیاست خارجی و امنیت ملی اختصاص دارد. ترامپ در افغانستان بارها میپرسد چرا نمیتوان «فقط آدمهای بد را کشت» و نسبت به پیچیدگیهای جنگ طولانیمدت بیحوصله است. در موضوع کرهشمالی، وودوارد جلساتی را روایت میکند که در آن مقامات امنیتی تلاش دارند پیامدهای فاجعهبار یک درگیری نظامی را توضیح دهند، در حالی که ترامپ در توییتر از «آتش و خشم» سخن میگوید. این شکاف میان زبان تهاجمی رئیسجمهور در شبکههای اجتماعی و محاسبات محتاطانه دستگاه امنیتی، یکی از درونمایههای اصلی کتاب است؛ همان شکافی که منتقدان آن را «گسست خطرناک میان رئیسجمهور و دولت حرفهای» توصیف کردهاند.
رسواییها و سایه تحقیقات مولر
وودوارد به رسواییهای سیاست و شخصی دولت ترامپ نیز میپردازد: از استعفای راب پورتر پس از افشای سابقه خشونت خانگی تا پرونده مایکل فلین که در جریان تحقیقات رابرت مولر به اتهام دروغگویی که به تماس با مقامات روس اعتراف کرد. بااینحال، مهمترین موضوع در این بخش، وسواس و ترس دائمی ترامپ از تحقیقات مولر است. جانام. داود، وکیل شخصی ترامپ معتقد است رئیسجمهور از نظر ذهنی قادر نیست در برابر بازپرس ویژه شهادت دهد و به او هشدار میدهد: «اگر شهادت بدهی یا خودت را دروغگو نشان میدهی یا باید لباس نارنجی بپوشی.»
اهمیت «ترس» در فهم سیاست آمریکا
«ترس» در چند سطح قابلتوجه است: از منظر روزنامهنگاری ادامه سنت وودوارد در تدوین «تاریخ شفاهی قدرت» در واشنگتن است. از منظر نهادی، نشان میدهد چگونه بروکراسی حرفهای آمریکا تلاش میکند رئیسجمهوری را که او را «بیثبات» میداند، مهار کند؛ چیزی که برخی نظریهپردازان با عنوان «مقاومت درونی دولت» توصیف کردهاند. از منظر فرهنگیسیاسی، کتاب بازتابدهنده شکاف عمیق جامعه آمریکاست؛ مخالفان ترامپ آن را سندی از «خطرناک بودن» او میبینند و هوادارانش آن را نمونهای از «توطئه رسانههای جریان اصلی». برای خواننده ایرانی، کتاب ترس ترامپ در کاخ سفید نهفقط به دلیل جذابیتهای روایی بلکه بهعنوان منبعی برای فهم شکاف میان رئیسجمهور و دولت حرفهای آمریکا اهمیت دارد؛ شکافی که بسیاری از رفتارهای متناقض واشنگتن را توضیح میدهد. وودوارد درنهایت یادآوری میکند که ترس نه فقط عنوان کتاب، بلکه شالوده درک ترامپ از ماهیت قدرت سیاسی است؛ ابزاری که او پیش از ورود به کاخ سفید بهصراحت از آن سخن گفته بود. کتاب نشان میدهد وقتی این منطق با ظرفیتهای عظیم نظامی، اقتصادی و رسانهای آمریکا پیوند میخورد، چه پیامدهایی برای داخل و خارج این کشور ایجاد میشود.
نویسندهای که تبدیل به خبر شد
نام وودوارد برای جامعه رسانهای آمریکا و جهان، صرفا نام یک نویسنده پرکار نیست؛ او نماد روزنامهنگاری تحقیقی است. او از دهه ۱۹۷۰ در واشنگتنپست فعالیت داشته و همراه با کارل برنستین، با افشای رسوایی واترگیت به سقوط ریچارد نیکسون کمک کرد؛ پروندهای که جایزه پولیتزر را برای این روزنامه به ارمغان آورد.سابقه طولانی او در نوشتن «تاریخ شفاهی» دولتهای آمریکا - از بوش پدر و پسر تا کلینتون و اوباما ـ موجب شد وقتی خبر انتشار کتاب او درباره دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، انتظارها به سمت روایتی دقیق، مستند و غیرهیجانی برود؛ چیزی که به تعبیر BBC «برجزئیات و سند» تکیه دارد، نه بر شایعه و شنیدههای درجه۲. عنوان کتاب نیز برگرفته از جمله معروف ترامپ در سال ۲۰۱۶ است: «قدرت واقعی حتی دوست ندارم این کلمه را به زبان بیاورم ترس است.»