در شرایطی که بسیاری از شهرهای صنعتی کشور با تعارض میان تولید، محیطزیست و هویت تاریخی دستبهگریبانند، تجربه یزد نشان میدهد توسعه الزاما بهمعنای مصرف بیشتر منابع نیست، بلکه مدیریت هوشمندانه منابع آن را تعریف میکند. از صنایع کمآببر وانرژیمحورگرفته تا گردشگری مبتنی برمیراث جهانی، ازمعماری سازگاربااقلیم تا برنامهریزی شهری منضبط، یزد مسیری را رفته که امروز برای سیاستگذاران شهری، مدیران صنعتی و حتی شهروندان، واجد درسهای عملی است.
برخلاف تصور رایج، توسعه صنعتی یزد نه برپایه صنایع آببر، بلکه براساس انتخاب آگاهانه نوع صنعت شکل گرفته است. کاشی و سرامیک، فولادهای خاص، صنایع نساجی نوین و انرژیهای تجدیدپذیر، ستونهای اصلی صنعت این استان را تشکیل میدهند. هرچند همین صنایع نیز با چالش آب مواجهند اما سیاست کلی استان در دو دهه اخیر، حرکت بهسمت بهرهوری مصرف و نه گسترش بیضابطه بوده است.
بهگفته سیدمحمد عابدزاده، کارشناس حوزه صنعت، معدن و تجارت، رویکرد استان یزد در صدور مجوزهای صنعتی، از سالها قبل براساس محدودیت منابع آب تنظیم شده است. صنایع جدید ملزم به استفاده از پساب، بازچرخانی آب و فناوریهای کاهنده مصرف هستند و این الزام، یک توصیه نیست، بلکه شرط فعالیت است.
او به«جام جم»میگوید:«قبل ازهرچیز، باید بررسی شود یزد چگونه توانسته میان اقتصادوفرهنگ، صنعت وتاریخ،و توسعه وزیستپذیری،تعادلی نسبی اماپایدار برقرار کند؛تعادلی که میتواند برای بسیاری ازشهرهای ایران،الگویی قابل تامل باشد.»
این کارشناس تاکید میکند: «در چنین شرایطی میتوان یزد را بهعنوان الگویی موفق به ایران و جهان معرفی کرد. ضمن اینکه در حال حاضر، توسعه نیروگاههای خورشیدی در استان، یزد را به یکی از قطبهای انرژی پاک کشور تبدیل کرده است. ترکیب صنعت و انرژی تجدیدپذیر، نهتنها فشار بر منابع طبیعی را کاهش داده، بلکه فرصتهای جدید اشتغال پایدار ایجاد کرده است؛ الگویی که نشان میدهد حتی در اقلیم خشک نیز میتوان صنعت را با ملاحظات زیستمحیطی پیش برد.»
تمدن پایدار در کویر
یزد تنها یک شهر تاریخی نیست؛ یک دارایی اقتصادی زنده است. ثبت بافت تاریخی یزد در فهرست میراث جهانی یونسکو، نقطه عطفی بود که گردشگری این شهر را از حالت فصلی و محدود، به یک جریان پایدار اقتصادی تبدیل کرد اما نکته مهم، نحوه مدیریت این میراث است.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی یزد میگوید: «ما تلاش کردیم گردشگری را بهگونهای توسعه دهیم که ساکنان بافت تاریخی از آن منتفع شوند، نه اینکه مجبور به ترک محل زندگی خود شوند. بومگردی، احیای خانههای تاریخی و خدمات محلی، ستون اصلی این سیاست بوده است.»
سیدمحمد رستگاری ادامه میدهد: «در یزد گردشگری صرفا بهمعنای ورود مسافر نیست بلکه پیوندی است میان اقتصاد محلی، صنایعدستی، خدمات شهری و هویت فرهنگی. این رویکرد باعث شده گردشگری، نه رقیب زندگی شهری، بلکه مکمل آن باشد و فشار بر زیرساختها، تا حد امکان مدیریت شود.»
وی تصریح میکند: «یزد از معدود شهرهای جهان است که کل ساختار تاریخی آن، پاسخی مهندسیشده به اقلیم خشن بهشمار میرود. بافت تاریخی ثبتشده در یونسکو، صرفا مجموعهای از بناهای کهن نیست، بلکه یک «شهر زنده» با منطق زیستی منحصربهفرد است؛ از بادگیرهایی که قرنها پیش تهویه طبیعی را ممکن کردهاند تا قناتهایی که شاهکار مدیریت آب در دل کویرند. مجموعه امیرچخماق، مسجدجامع یزد با بلندترین منارههای خشتی جهان، آتشکده زرتشتیان با آتشی که قرنها روشن مانده و خانههای تاریخی با حیاطهای فرورفته، هرکدام روایتگر نوعی سازگاری هوشمندانه انسان با طبیعتند. همین پیوند میان معماری، فرهنگ و زیستاقلیم است که یزد را از یک مقصد صرفا تاریخی، به نمونهای جهانی از تمدن پایدار در کویر تبدیل کرده است.»
بازگشت به عقلانیت اقلیمی
شاید مهمترین مزیت یزد، بازخوانی عقلانیت تاریخی در مدیریت شهر باشد. معماری سازگار با اقلیم، کوچههای باریک، بادگیرها و فضاهای نیمهسربسته، امروز نهتنها عناصر میراثی، بلکه پاسخهای کارآمد به چالش انرژی و گرمایش شهریاند. این منطق، بهتدریج در سیاستهای جدید شهرسازی نیز بازتاب یافته است.
سهراب فلاح، کارشناس شهری با بیان اینکه شهرداری یزد تلاش کرده توسعه شهری را بهسمت تراکم منطقی، استفاده از مصالح بومی و کاهش مصرف انرژی هدایت کند، به «جامجم» میگوید: «شهر پایدار، صرفا با شعار ساخته نمیشود؛ با ضابطه و نظارت ساخته میشود.»
او ادامه میدهد: «مدیریت مصرف آب، توسعه فضای سبز کممصرف، استفاده از پساب برای آبیاری و کنترل گسترش افقی شهر، بخشی از اقداماتی است که یزد را در مسیر حفظ زیستپذیری قرار داده است؛ مسیری که هرچند پرهزینه و زمانبر است اما از بروز بحرانهای آینده جلوگیری میکند.»
محدودیت منابع چالش یا فرصت!
یزد بیش از هر استان دیگری آموخته که محدودیت منابع، اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند به فرصت نوآوری تبدیل شود. از فناوریهای نوین در صنعت گرفته تا سیاستهای سختگیرانه در مصرف آب و انرژی، همه نشاندهنده یک اصل مشترک هستند و آن هم اینکه، توسعه بدون برنامه، در کویرممکن نیست.کارشناسان معتقدند تجربه یزد بیش از آنکه وابسته به بودجههای کلان باشد، حاصل انسجام سیاستگذاری، ثبات تصمیم ومشارکت بخش خصوصی است. در این الگو، دولت نقش تنظیمگر دارد، صنعت مسئولیتپذیر است و شهروندان بخشی از فرآیند توسعهاند.یزد امروز نه یک شهر بیمساله، بلکه شهری مدیریتشده است؛ شهری که پذیرفته توسعه هزینه دارد اما بیتوسعه، هزینهاش بیشتر است. الگویی که میتواند برای بسیاری از شهرهای ایران، بهویژه در اقلیمهای کمبرخوردار، راهگشا باشد. تجربه یزد نشان میدهد توسعه در اقلیم سخت، بیش از آنکه وابسته به منابع پرحجم باشد، محصول تصمیمهای دقیق، مدیریت منسجم و انتخابهای هوشمندانه است.